دکتر احسان خانمحمدی، مشاور حوزهی نوجوان:
شاید این صحنه برایت آشنا باشد: پشت میز نشستهای، کتاب باز است، اما چشمهایت بیهدف روی خطوط میچرخند. کلمات را میخوانی، اما انگار هیچچیز متوجه نمیشوی. بعد از بیست دقیقه به خودت میآیی و میبینی هنوز روی خط اول از همان صفحهی اول گیر کردهای! چون همهی این مدت ذهنت درگیر بازی کامپیوتری دیشب، قطعی اینترنت وسط کلاس آنلاین یا نگرانی برای امتحان فردا بوده است.
اینجور وقتها کلافه میشوی، کتاب را با حرص میبندی و در دلت میگویی: «من چقدر تنبلم! اصلاً ارادهی انجام هیچ کاری را ندارم.»
خب! بیا همینجا متوقف شویم و موضوع را عمیقتر بررسی کنیم. اینکه به خودت برچسب «تنبلی» یا «نداشتن اراده» بزنی هم بیانصافی است و هم از نظر علمی کاملاً غلط است.
وقتی این روزها چشمهایت به خاطر خیرهشدنهای طولانی به صفحهی موبایل، برای پیگیری اخبار، خسته شدهاند، خوابت به هم خورده است و هجوم اخبار نگرانکننده ذهنت را درگیر کرده است، طبیعی است که تمرکز کردن به کاری بسیار دشوار تبدیل میشود.
امتحانات نزدیک است؛ دست روی دست بگذارم؟!
حالا سؤال مهم این است: وضعیت این روزها که مشخص است. امتحانات خرداد هم که نزدیک است، حالا باید دست روی دست بگذاریم و بپذیریم که نمیتوانیم درست و حسابی درس بخوانیم؟ یا باید راهی پیدا کنیم تا بتوانیم مثل قبل خوب و باکیفیت درس بخوانیم؟
البته که قرار نیست دست روی دست بگذاریم! بنابراین در این مقاله به درون ذهنمان سرک میکشیم تا بفهمیم چرا تمرکز کردن تا این حد سخت شده است. و بعد یاد میگیریم چطور در دل همین شرایط، به بهترین شکل پیش برویم و برای امتحانات خرداد آماده شویم.
چرا مغز ما وسط درسخواندن قفل میشود؟
برای درک این موضوع که چرا درسخواندن در این روزها شبیه به کوهکندن میشود و مغزمان قفل میشود، بیا مغز را مثل یک گوشی موبایل در نظر بگیریم. گوشی تو یک حافظهی موقت دارد که کارهای همان لحظه را مدیریت میکند. یعنی گالری را باز میکند، کیبورد را در اختیارت میگذارد تا پیامی را تایپ کنی یا شمارهای را که وارد کردهای برایت ذخیره میکند.
مغز تو هم دقیقاً از همین حافظه برای حلکردن تمرین ریاضی، حفظکردن شعرهای ادبیات و فهمیدن چرخهی آب در علوم استفاده میکند.
وقتی نگرانیهای مختلفی داری یا ذهنت درگیر صداهای بیرون است، مغز، بدون اینکه بدانی، برنامههای پنهانی مثل «ترس از نمرهی کم» یا «خستگی ذهنی» را در پسزمینه روشن نگه میدارد! نتیجه چه میشود؟ حافظه خالی میشود و باتری بسیار کمی برای بخش یادگیری مغز باقی میماند.
پس وقتی نمیتوانی روی یک پاراگراف ساده تمرکز کنی، دلیلش کمهوش بودن یا تنبلیکردن نیست؛ دلیلش این است که مغزت در پشت صحنه در حال پردازش حجم زیادی از افکار پراکنده است و دیگر نمیتواند به حفظکردن شعر یا حلکردن مسئلهی ریاضی بپردازد.
اولین قدم برای بازگشت به مسیر یادگیری و آمادگی برای امتحانات خرداد
اولین قدم برای بازگشت به مسیر یادگیری همین است که واقعیت را ببینی و از سرزنشکردن خودت دست برداری. اینطوری انرژیات دیگر صرف غصهخوردن و عصبانیبودن از خودت نمیشود. پس حالا انرژی لازم برای مطالعهی باکیفیت را داری.
قدم دوم: ساختن پناهگاه امن ذهنی و محیطی
با قلبی که تند میزند، یادگیری عمیق اتفاق نمیافتد. ما نمیتوانیم جلوی همهی اتفاقات دنیای بیرون را بگیریم اما قطعاً میتوانیم یک محیط آرام برای خودمان بسازیم. برای ساختن این پناهگاه، قبل از باز کردن کتاب، این سه کار کلیدی را انجام بده:
تمرین تنفس مربعی
این تنفس به سیستم عصبی پیام میدهد که بدن در امان است. روش کار بسیار ساده است: چهار ثانیه دم، چهار ثانیه حبس نفس، چهار ثانیه بازدم و چهار ثانیه مکث. این چرخه را سه تا پنج دقیقه تکرار کن تا ضربان قلبت آرام بگیرد.
دور کردن موبایل
موبایل، منبع اصلی حواسپرتی است. اینکه موبایلت را روی حالت پرواز بگذاری کافی نیست. چون ذهن همچنان میداند که موبایل روی میز است و بخشی از انرژی خود را صرف مقاومت برای برنداشتن آن میکند! موبایل را از اتاق کاملاً بیرون ببر. وقتی میخواهی درس بخوانی، هیچ دستگاه هوشمندی نباید در اتاق باشد.
خلوتکردن میز مطالعه
وسایل اضافهی روی میز، مغز را خسته میکنند. فقط کتاب، دفتر و خودکاری را که برای مطالعه نیاز داری روی میز بگذار. هرچه محیط خلوتتر باشد، تمرکز کردن برایت راحتتر خواهد شد.
قدم سوم: بازگشت به دایرهی کنترل
یکی از بزرگترین دلایل اضطراب، زلزدن به کوه درسهای نخوانده است. وقتی مدام غصه میخوری که زمان را از دست دادهای، در اصل انرژیات را روی مسائلی هدر میدهی که هیچ کنترلی روی آنها نداری. اما چه چیزی را میتوانی کنترل کنی؟
تمرکز روی زمان حال: میتوانی تصمیم بگیری در سی دقیقهی آینده، فقط روی فهمیدن یک مبحث کوتاه تمرکز کنی. تو روی میزان تلاش همین حالایت کنترل کامل داری!
تغییر زاویهی دید: راز اصلی موفقیت این است که نگاهت را از حجم کل کتاب برداری و روی قدمهای کوچک همین لحظه متمرکز شوی.
قانون پنج دقیقه: اگر شروعکردن برایت سخت است، با خودت قرار بگذار که فقط پنج دقیقه درس بخوانی. معمولاً بعد از گذشت پنج دقیقه، موتور ذهن روشن میشود و ادامهدادن خیلی راحتتر میشود.
قدم چهارم: کارآگاه باش، نه طوطی!
بزرگترین اشتباه دربارهی درسخواندن این است که بخواهی خطبهخط کتاب را طوطیوار حفظ کنی. این روش با ذهن خسته اصلاً جواب نمیدهد و فقط وقتت را تلف میکند. به جای اینکه یک صفحه را ده بار با کلافگی بخوانی، مثل یک کارآگاه دنبال درک مفاهیم بگرد.
حالا میپرسی یادگیری کاراگاهی چطوری است؟ بیا نمونهاش را در سه درس بررسی کنیم:
در درس ادبیات
وقتی میخواهی شعری را حفظ کنی، به جای اینکه کلمات را طوطیوار پشت سر هم حفظ کنی سعی کن لحن شاعر و داستان پنهان پشت آن را درک کنی. از خودت بپرس شاعر در آن لحظه چه احساسی داشته است؟ احساس غرور برای وطن؟ یا توصیف یک حس عاشقانه؟ معلوم است که برای هرکدام از این موقعیتها چه جنس کلماتی به کار می رود. وقتی ماجرای شعر را بفهمی، کلمات و معنی و جای آنها خودبهخود در ذهنت ثبت میشوند.
در درس علوم
وقتی داری بخش بدن انسان یا گیاهان را میخوانی، اسمها را تکرار نکن. بدن را مثل یک کارخانهی بزرگ در نظر بگیر و مسیر خون در قلب یا آب در ساقهی گیاه را روی کاغذ نقاشی کن. بعد از خودت بپرس در این کارخانه هر عضو چه وظیفهای دارد.
در درس ریاضی
ریاضی حفظکردنی نیست. وقتی با یک روش حل مسئله روبهرو میشوی، از خودت بپرس چرا معلم از این راه رفت؟ منطق پنهان پشت این راهحل چیست؟
اگر درسها را اینطوری بخوانی کمکم خواهی دید که به بالاترین سطح آمادگی برای امتحانات خرداد میرسی.

قدم پنجم: شارژ کردن باتری جسم!
علاوه بر ذهن، جسممان هم به مراقبت نیاز دارد. بیدار ماندن تا صبح برای تمامکردن کتاب، شاید بهظاهر فکر خوبی باشد، اما در واقعیت مغزت را از کار میاندازد. مغز انسان در زمان خواب، اطلاعات خواندهشده را دستهبندی و در حافظهی بلندمدت ذخیره میکند.
برای اینکه جسمت در این مسیر همراه تو باشد و انرژی کم نیاوری، این دو نکته را فراموش نکن:
خواب کافی و باکیفیت
اگر خواب کافی نداشته باشی، همهی تلاش روزانهات به هدر میرود. سعی کن ساعت یازده شب تا هفت صبح حتماً خواب باشی تا مغزت فرصت بازسازی و تثبیت اطلاعات را داشته باشد.
استراحتهای کوتاه و منظم
در طول روز، بعد از هر چهلوپنج دقیقه مطالعه، پانزده دقیقه از جایت بلند شو، کمی راه برو و به چشمهایت استراحت بده.
یادت باشد که یک ذهن یادگیرنده در یک بدن خسته دوام نمیآورد. مراقبت از جسم، یکی از مهمترین عوامل یادگیری موفق است که خیلی موقعها نادیده گرفته میشود.
حواست به تلهی «توهم یادگیری» باشد!
گاهی اوقات ذهن خستهی ما کارهای راحتتر را ترجیح میدهد؛ مثل روخوانی چندباره از روی جزوه یا استفاده از ماژیک رنگی برای خطکشیدن زیر جملات. زنگ خطر درست همینجا به صدا درمیآید: این کارها فقط یک حس پیشرفت دروغین به تو میدهند. تو با خودت فکر میکنی چون بارها و بارها از روی جزوه خواندهای یا چون زیر جملهها رنگ کشیدهای آنها را یاد گرفتهای، اما سر جلسهی امتحان ناگهان میبینی که چیزی یادت نمیآید!
یادگیری واقعی به درگیری ذهنی نیاز دارد. برای اینکه در این تله نیفتی و یادگیریات واقعی شود، از این دو روش کاربردی کمک بگیر:
معلم خودت شو
کتاب را ببند و سعی کن درس را با زبان بسیار ساده و با صدای بلند برای خودت توضیح بدهی. فرض کن داری همان مبحث را برای یک دانشآموز کوچکتر تدریس میکنی. اگر وسط کار گیر کردی و نتوانستی مفهوم را ساده بیان کنی، یعنی هنوز آن بخش را کامل یاد نگرفتهای.
از اشتباهکردن نترس
تمرینها را بدون نگاهکردن به پاسخنامه حل کن. خواندن جواب از روی کتاب کمکآموزشی به رشد مغزت کمکی نمیکند. گیر کردن، فکر کردن و حتی اشتباهنوشتن روی کاغذ، دقیقاً همان لحظهی طلایی است که یادگیری عمیق دارد در ذهنت اتفاق میافتد.
این دو تمرین ذهنی را در برنامهی روزانهات بگنجان تا مطمئن شوی مطالعهی واقعی داری و در تلهی توهم یادگیری اسیر نمیشوی.
آمادگی برای امتحانات خرداد با برداشتن اولین قدم ممکن میشود…
مسیر رسیدن به موفقیت تحصیلی همیشه یک خط صاف و بدون دردسر نیست. قطعاً روزهایی میرسد که دوباره خسته میشوی و احساس میکنی کم آوردهای اما مهم این است که حالا میدانی این قفلشدن ذهن، نشانهی نداشتن اراده نیست.
در چنین مواقعی، فقط کافی است چشمهایت را ببندی، چند نفس عمیق بکشی، محیط اطراف را خلوت کنی و روی چیزهایی که در کنترلت قرار دارند تمرکز کنی. سپس با یک قدم کوچک از نو شروع کنی.
یادت باشد: تو بسیار قویتر از آن هستی که از پس این موقعیتها برنیایی. فقط باید به خودت اعتماد کنی و اولین قدم را برداری.
فراموش نکن که برداشتن همین قدمهای کوچک اما پیوسته، اصلیترین راز موفقیت در مسیر آمادگی برای امتحانات خرداد است.

