زوایای مخفی کتابخوانی – بخش دوم
یاسمن رضائیان، سردبیر:
خانم سیادت به ساعت دیواری کلاس نگاه کرد و گفت: «بچهها، یک ربع تا پایان کلاس مانده. کتابهایتان را ببندید تا برویم سراغ طرح کتابخوانی.»
ما که از جلسهی پیش، با حرفهایی که خانم زده بود، حسابی کنجکاو شده بودیم وارد این طرح شویم سریع کتابهایمان را بستیم و همهمهها را تمام کردیم.
خانم سیادت پای تخته رفت و روی آن نوشت:

بعد رو کرد به ما و گفت: «تصور کنید وارد یک کتابفروشی شدهاید یا میخواهید آنلاین کتاب بخرید؛ چه ملاکهایی برای انتخاب کتاب دارید؟ چطور کتابتان را انتخاب میکنید؟»
دستها یکی بعد از دیگری بالا رفتند. مشارکت خوبی در کلاس برقرار شد. عدهای هم همچنان در فکر بودند. شاید داشتند خودشان را در یک کتابفروشی مقابل قفسههای بلند کتاب تصور میکردند و از خودشان میپرسیدند: «کدام کتاب بهتر است؟»
خانم سیادت به انگشتهایی که بالا رفته بودند بهنوبت اشاره کرد:
– خانم به جلدش نگاه میکنم. من داستانهای تخیلی دوست دارم. معمولاْ این داستانها را میشود از روی جلد تشخیص داد.
– خانم اجازه، ما اول سراغ کسانی میرویم که کتابخوان هستند. به آنها میگوییم کتاب خوب به ما معرفی کنند.
– خانم من در شبکههای اجتماعی دیده بودم بعضیها از روی رنگ جلد کتاب انتخاب میکنند. کتابی میخرند که با رنگ وسایل اتاقشان جور باشد!
– کتاب که برای تزئین نیست، برای خواندن است!
– میدانم! من که خودم اینجوری کتاب انتخاب نمیکنم. میگویم بعضیها اینجوری هستند.
– خانم بعضی موقعها میشود از خود فروشنده کمک گرفت. البته نمیدانم چقدر درست میتوانند راهنمایی کنند.
– خانم، توی سایت، کتابها دستهبندی دارند. میشود سراغ آنهایی رفت که جایزه بردهاند. حتماً یک چیزی داشتهاند که جایزه بردهاند دیگر!
خانم سیادت گفت: «ممنونم بچهها. راهکارهایتان تا حدودی درست هستند. اما بگذارید چند راهکار بهتان پیشنهاد بدهم که خودتان تنهایی بتوانید کتاب مناسبتان را انتخاب کنید.»
بعد گچ را برداشت و پایین سؤالش اینها را یادداشت کرد:

انتخاب کتاب براساس ناشر
اگر شما کتابخوان مبتدی هستید، سادهترین روش برای انتخاب کتاب مناسب این است که سراغ ناشر بروید. ناشرهایی هستند که تخصصی کتابهای گروه سنی نوجوان را چاپ میکنند. بچهها، داریم از تخصصی کار کردن حرف میزنیم. پس منظورمان ناشرهایی نیستند که در همهی موضوعات و در همهی گروههای سنی کتاب چاپ میکنند!
با یک جستوجوی ساده میتوانید نام این ناشرها را پیدا کنید. کسانی که در این انتشاراتها کار میکنند مناسبترین کتابها را برای شما منتشر کردهاند. پس میتوانید به انتخاب آنها اعتماد کنید و با کتابهای آنها شروع کنید.
انتخاب کتاب براساس درونمایه
حالا تصور کنید سراغ یک ناشر متخصص رفتهاید و کتابی را که منتشر کرده خواندهاید. اتفاقاً این کتاب، به قول سارا، برندهی جایزه هم شده است. ولی بعد از اینکه آن را میخوانید با خودتان میگویید: «این کتاب را دوست نداشتم. اصلاً جالب نبود.» چه اتفاقی افتاده است؟ یعنی آن ناشر با آنهمه تخصص یک کتاب بیمزه و کسلکننده چاپ کرده؟ نه، اینطور نیست.
کتابها درونمایههای متفاوتی دارند. یکی درونمایهی وحشت دوست دارد، یکی تخیلی و یکی هم واقعی. پس اینجا بحث سلیقهی شما است که آن کتاب را نپسندیدید و معنایش این نیست که آن ناشر کتاب ضعیف چاپ کرده.
میتوانید سراغ درونمایهی دیگری بروید؛ چه از همان ناشر چه از ناشری دیگر. اینطوری کمکم درونمایهی مورد علاقهتان را پیدا میکنید و بعد از مدتی دیگر میدانید باید سراغ چه کتابهایی بروید.
انتخاب کتاب براساس اطلاعات و نظرات
یک راه دیگر این است که اطلاعات پشت جلد را بخوانید یا کتاب را ورق بزنید و چند صفحهای را جستهوگریخته مطالعه کنید تا بفهمید موضوع مورد علاقهتان هست؟ برای سنتان مناسب است؟ اصلاً میتوانید با قلم نویسنده یا مترجم ارتباط بگیرید؟
اگر دارید آنلاین کتاب میخرید میتوانید نام کتاب را جستوجو کنید و نقدها و معرفیهایی را که دربارهی آن وجود دارد بخوانید. فقط دقت کنید که دیگران ممکن است از سلیقهشان گفته باشند نه اینکه واقعاً خود کتاب را نقد کرده باشند. و البته دقت کنید کتابی که همه دارند میخوانند و همهگیر شده الزاماً کتاب مناسبی نیست.
انتخاب کتاب براساس نام نویسنده
وقتی کمکم به یک کتابخوان حرفهای تبدیل میشوید، میتوانید براساس اسم نویسنده کتاب را انتخاب کنید. چون دیگر میدانید قلم آن نویسنده یا درونمایههای داستانهایش را میپسندید یا نه.
برای جلسهی بعد، به این سؤال فکر کنید
اینجا بود که نرگس دست بالا برد و پرسید: «خانم، وقتی که فهمیدیم مثلاً از داستانهای ترسناک خوشمان میآید، لازم است سراغ داستانهای دیگر، مثلاً داستانهای تخیلی، هم برویم؟ باید آنها را هم بخوانیم؟»
خانم سیادت لبخندی پررنگ زد و گفت: «چه سؤال مهمی پرسیدی! بچهها به سؤال نرگس فکر کنید تا در جلسهی بعد دربارهاش حرف بزنیم.»
در همین لحظه صدای زنگ تفریح بلند شد. زهرا با آرنجش به من زد و گفت: «کجایی؟ جمع کن بریم حیاط!»
از عوالم خودم بیرون آمدم و وسایلم را جمع کردم ولی راستش داشتم به سؤال نرگس عمیق فکر میکردم. مشتاق بودم جلسهی بعد زودتر برسد تا بدانم خانم سیادت چه جوابی به آن میدهد.

