۵ تله برنامه‌ریزی کدامند؟ سایت آموزش نوجوان نوبرنا

از این ۵ تله برنامه‌ریزی رها شو!

این ۵ تله برنامه‌ریزی را می‌شناسی؟

دکتر احسان خان‌محمدی، مشاور حوزه‌ی نوجوان:

آخرین روز شهریور را تصور کن. تابستان تمام شده است و پاییز دارد از راه می‌رسد. چه حسی داری؟ آیا پر از انرژی و خاطره‌های خوب هستی یا با خودت فکر می‌کنی: «این تابستان هم تمام شد و من هیچ کار مفیدی نکردم؟»

اگر یادت باشد در مقاله‌ی این تابستان خودِ خودت باش با هم یک نقشه‌ی راه کشیدیم تا برنامه‌ای شخصی و هماهنگ با خود واقعی‌ات برای تابستان طراحی کنی. داشتن بهترین نقشه خوب است اما کافی نیست، چون اگر تله‌ها و دست‌اندازهای مسیر را نشناسی نمی‌توانی برنامه‌ای را که طراحی کرده‌ای اجرا کنی.

این تله‌ها و دست‌اندازها همه‌ی انرژی و زمانت را به هدر می‌دهند و باعث می‌شوند یا مثل یک ربات خسته از این کلاس به آن کلاس بدوی یا تا لنگ ظهر بخوابی و شب‌ها با احساس پوچی به صفحه‌ی موبایل خیره شوی.

می‌خواهی امسال دیگر این اتفاق نیفتد؟ می‌خواهی آخرین روز شهریور که از راه رسید با خودت بگویی: «تابستان خوب و پرباری بود»؟ پس با این مقاله‌ی نوبرنا همراه شو تا پنج تله‌ی بزرگ برنامه‌ریزی برای تابستان را بشناسی و بتوانی از آن‌ها فاصله بگیری.

 

تله‌ی اول: به خاطر دوستم!

این تله ظاهر خیلی دوستانه‌ای دارد چون به تو می‌گوید: «بهترین دوستت به کلاس برنامه‌نویسی می‌رود، پس تو هم برو تا تنها نباشی.»

احساس تعلق به گروه دوستان در نوجوانی کاملاً طبیعی است، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که «با هم بودن» به قیمت فدا شدن علاقه‌ی واقعی تو تمام می‌شود.

نتیجه‌ی چنین انتخابی این است که دوستت از کلاس لذت می‌برد و پیشرفت می‌کند، اما تو فقط ثانیه‌شماری می‌کنی تا کلاس تمام شود و با او حرف بزنی. در این حالت، برنامه‌ی تو یک کپی بی‌کیفیت از زندگی دیگران است، نه نسخه‌ی اصلی زندگی خودت.

 

چطور بفهمم در این تله افتاده‌ام؟

حالا برای اینکه بدانی در این تله برنامه‌ریزی افتاده‌ای یا نه، به کلاس تابستانی‌ای که می‌روی فکر کن و بعد به این سؤالات جواب بده:

  • اگر دوستت از کلاس انصراف بدهد، تو هم دیگر آن را ادامه نمی‌دهی؟
  • وقتی سر کلاسی، بیشتر منتظر زنگ تفریح هستی یا خود کلاس برایت جذاب است؟
  • حاضری همین کلاس را تنهایی و بدون هیچ‌کدام از دوستانت ادامه بدهی؟

به جواب‌هایت فکر کن. شاید در این تله اسیر شده‌ای!

 

راه رها شدن از این تله

قبل از اینکه در کلاسی ثبت‌ نام کنی، تصور کن در یک جزیره‌ی دورافتاده تنهایی. از خودت بپرس: «آیا در این جزیره و در این تنهایی، در این وضعیت که هیچ‌کدام از دوستانم کنارم نیستند، باز هم همین کلاس و همین فعالیت تابستانی را انتخاب می‌کنم؟» اگر جوابت مثبت است، یعنی این انتخاب واقعاً مال خودت است.

 

تله‌ی دوم: به خاطر باکلاس‌بودن!

اگر فکر می‌کنی تأیید دیگران برایت خیلی مهم است، پس مراقب باش که در این تله گیر نیفتی!

این تله زمانی سراغت می‌آید که انگیزه‌ات برای انجام‌دادن یک کار، تأیید گرفتن از دیگران باشد، نه لذت‌بردن خودت. مثلاً به کلاس رباتیک می‌روی چون اسمش «باکلاس» است یا خانواده‌ات آرزویش را داشته‌اند، در حالی ‌که قلباً عاشق نجاری، عکاسی یا نویسندگی هستی.

وقتی انگیزه‌ات برای انجام‌دادن یک کار بیرونی باشد، مغزت نمی‌تواند پاداش بگیرد (لذت عمیق ببرد). برای همین به یک ماشین اجراکننده‌ی وظیفه تبدیل می‌شوی که کم‌کم فرسوده می‌شود!

 

چطور بفهمم در این تله افتاده‌ام؟

حالا برای اینکه بدانی در این تله افتاده‌ای یا نه، به این سؤالات جواب بده:

  • آیا به دیگران می‌گویی می‌خواهی در کلاسی ثبت نام کنی که اسمش آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد ولی واقعاً به آن علاقه‌ای نداری؟
  • بعد از کلاس، بیشتر احساس خستگی و بی‌حوصلگی داری یا رضایت و سبک‌بالی؟
  • آیا فکر می‌کنی انجام‌دادن بعضی از فعالیت‌های تابستانی برایت شبیه یک وظیفه‌ی اجباری است؟

به جواب‌هایت فکر کن. شاید در این تله اسیر شده‌ای!

 

راه رها شدن از این تله برنامه‌ریزی

با خانواده‌ات شفاف صحبت کن. بگو نیمی از زمانت را به مهارتی که آن‌ها فکر می‌کنند برای آینده‌ات مفید است اختصاص می‌دهی، اما در عوض، نیمی دیگر از زمانت را می‌خواهی صرف کاری کنی که واقعاً شارژت می‌کند. این یک معامله‌ی برد-برد است که یک تابستان پربار می‌سازد.

 

تله‌ی سوم: تابستان اجباری!

این تله مخصوص کمال‌گراهاست، یعنی کسانی که می‌خواهند در نود و سه روز تابستان، همه‌ی کارهای نکرده‌ی زندگی‌شان را جبران کنند! صبح کلاس زبان، ظهر باشگاه، عصر برنامه‌نویسی و شب هم تمرین!

اگر جزو نوجوان‌های کمال‌گرایی که این‌طوری برنامه‌ریزی می‌کنی باید بدانی مغز برای پردازش اطلاعات و خلاقیت، به «زمان‌های خالی» نیاز دارد. وقتی همه‌ی ساعت‌هایت را پر می‌کنی، مغز هنگ می‌کند و بنابراین، تابستان به ‌جای اینکه فرصتی برای تجدید قوا باشد، به زندانی تبدیل می‌شود که در آن اسیر شده‌ای!

 

چطور بفهمم در این تله افتاده‌ام؟

حالا برای اینکه بدانی در این تله برنامه‌ریزی افتاده‌ای یا نه، به این سؤالات جواب بده:

  • موفقیت در تابستان را با تعداد کلاس‌هایی که می‌روی اندازه می‌گیری؟
  • اگر چند ساعت بیکار باشی، عذاب وجدان می‌گیری و به خودت می‌گویی: «وقتم تلف شد»؟
  • آن‌قدر خسته‌ای که حتی برای کارهایی که دوستشان داری هم انرژی نداری؟

به جواب‌هایت فکر کن. شاید در این تله اسیر شده‌ای!

 

راه رها شدن از این تله

در برنامه‌ات، آگاهانه، زمان‌های خالی یا «سفید» بگذار. حداقل سی درصد از زمان بیداری‌ات آزاد باش و هیچ کار مشخصی انجام نده. اجازه بده ذهنت پرسه بزند، خیال‌پردازی کند یا فقط به سقف خیره شود. همین زمان‌های خالی کیفیت بقیه‌ی کارهایت را چند برابر می‌کنند.

 

تله‌ی چهارم: مصرف‌گرایی!

این تله، نقطه‌ی مقابل تابستان اجباری است. کسی که در این تله افتاده، با بهانه‌ی «نه ماه درس خواندم و خسته‌ام»، کل روز را روی مبل یا تخت می‌گذراند و ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های ویدیویی غرق می‌شود.

نتیجه؟ همان نتیجه‌ای که کمال‌گراها می‌گیرند: احساس پوچی و هیچ کاری نکردن و البته به هدر رفتن زمان.

بله، نه ماه درس خوانده‌ای و خسته شده‌ای و حالا حق داری که استراحت کنی اما این نوع استراحت‌کردن نه‌تنها به تو کمکی نمی‌کند بلکه باتری روح و روان‌ات را هم خالی می‌کند. چون تو در این وضعیت فقط یک مصرف‌کننده‌ی بی‌هدف هستی. به همین دلیل است که بعد از ساعت‌ها چرخیدن در گوشی، به‌جای شادابی، احساس خستگی و بی‌قراری می‌کنی.

 

چطور بفهمم در این تله افتاده‌ام؟

حالا برای اینکه بدانی در این تله افتاده‌ای یا نه، به این سؤالات جواب بده:

  • اولین و آخرین کاری که در طول ‌شبانه‌روز می‌کنی، چک‌کردن گوشی است؟
  • شده برای دیدن یک ویدیو سراغ موبایل بروی اما وقتی به خودت می‌آیی ببینی دو ساعت گذشته؟
  • بعد از گشت‌وگذار در فضای مجازی، حالت بهتر است یا بدتر؟

به جواب‌هایت فکر کن. شاید در این تله اسیر شده‌ای!

 

راه رها شدن از این تله برنامه‌ریزی

یک قانون ساده برای خودت بگذار.

به ازای هر دو ساعت مصرف محتوا (یعنی دیدن سریال، بازی‌کردن، گشتن در شبکه‌های اجتماعی)، حداقل یک ساعت «خالق» باش. چیزی بساز؛ فرقی نمی‌کند این ساختن، پختن یک غذای ساده باشد یا نوشتن یک داستان کوتاه یا طراحی و ساختن یک عروسک نمایشی یا حتی مرتب‌کردن اتاقت. فقط خلق کن. خلق‌کردن، پادزهر قدرتمند مصرف‌گرایی است.

 

تله‌ی پنجم: توهم بی‌نقص‌بودن!

این تله‌ی برنامه‌ریزی خطرناک‌ترین تله برای نوجوان‌های باهوش است. اما چرا؟

نوجوان‌های باهوش با کلی ذوق در کلاسی ثبت‌نام می‌کنند اما بعد از چند جلسه، چون می‌بینند هنوز در آن موضوع عالی نشده‌اند و هنوز اشتباه می‌کنند، ناامید می‌شوند و کلاس را رها می‌کنند.

آن‌ها تحمل ندارند «نسخه‌ی مبتدی و پر از سوتی» خودشان را ببینند و از اشتباه‌کردن می‌ترسند. برای همین کلاس را رها می‌کنند. اما حواست باشد: اگر در این تله گیر بیفتی یاد گرفتن هیچ مهارتی را نمی‌توانی به سرانجام برسانی و در نهایت، از لذت یادگیری عمیق محروم خواهی شد.

 

چطور بفهمم در این تله افتاده‌ام؟

حالا برای اینکه بدانی در این تله برنامه‌ریزی افتاده‌ای یا نه، به این سؤالات جواب بده:

  • تا حالا شده یادگیری مهارت یا کاری را رها کنی فقط به این دلیل که در روزهای اول در آن خوب نبودی؟
  • از اینکه دیگران کارهای اولیه‌ی پر از ایرادت را ببینند خجالت می‌کشی؟
  • موقع تمرین‌کردن، بیشتر روی اشتباهاتت تمرکز می‌کنی یا پیشرفت‌های کوچکت؟

به جواب‌هایت فکر کن. شاید در این تله اسیر شده‌ای!

 

راه رها شدن از این تله

همان‌طور که در مقاله‌ی این تابستان خودِ خودت باش گفتیم، همه‌ی ما برای اینکه مهارتی را یاد بگیریم، به حداقل بیست ساعت تمرین متمرکز نیاز داریم. پس به خودت قول بده: «تا بیست ساعت تمرین نکرده‌ام، حق ندارم درباره‌ی استعدادم در این زمینه قضاوت کنم.» به خودت حق اشتباه‌کردن بده. اشتباه، هزینه‌ی ارزشمند رشد کردن است.

 

تابستان، فرصتی برای شناخت تله‌های برنامه‌ریزی

تعطیلات باقی‌مانده از تابستان فرصتی است برای امتحان‌کردن، شکست‌خوردن و دوباره بلند شدن. حالا که هم نقشه‌ی راه را داری و هم تله‌های مسیر را می‌شناسی، صادقانه از خودت بپرس: «من در کدام تله بیشتر گیر می‌افتم؟ در این تابستان، برای رها شدن از این تله، چه کار کوچکی می‌توانم انجام بدهم؟»

خوشحال می‌شویم در بخش نظرات همین مقاله برایمان بنویسی که بزرگ‌ترین تله برنامه‌ریزی برای تو کدام است و امسال چه برنامه‌ای برای رها شدن از این تله داری.

 

error: Content is protected !!
اگر نیاز دارید راهنمایی بیشتری دریافت کنید، این فرم را پر کنید. همکاران ما با شما تماس می‌گیرند تا زمان ملاقات با مشاور را هماهنگ کنند.