یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خانمحمدی، مشاور حوزهی نوجوان:
بهترین شغل چیست و من در آینده باید چه شغلی را انتخاب کنم؟ این سؤالی است که خیلی از نوجوانها از خودشان میپرسند. اما برای اینکه بتوانیم پاسخ درستتری بدهیم باید این سؤال را دقیقتر مطرح کنیم. پس به جای اینکه بپرسید بهترین شغل چیست؟ بپرسید: بهترین شغل برای من چیست؟ از کجا بدانم باید چه شغلی را انتخاب کنم؟
ممکن است عدهای از بزرگترها به شما بگویند حالا زود است که به این موضوع فکر کنی، بگذار مدرسهات تمام شود بعد به آن فکر کن. اما نه، این غلط است! برای اینکه مناسبترین شغل را پیدا کنید باید از نوجوانی کشفکردن را شروع کنید.
اصلاً منظورمان این نیست که همهی فکر و ذکرتان را روی شغل آینده بگذارید و از درس و خواب و استراحت بیفتید. بلکه منظورمان این است که باید از همین سن نوجوانی تجربههای متفاوت و ارزشمندی را به دست بیاورید تا کشف کنید قرار است در آینده سراغ چه شغلی بروید. هرچه مسیرتان روشنتر باشد بیشتر برای ورود به آن شغل آماده خواهید بود و زودتر به موفقیت میرسید و خودتان را در زندگی پیدا میکنید.
دبیرستان دورهی دوم (بعد از پایهی نهم) بهترین زمان برای کشف استعدادها و تواناییهایتان است تا بفهمید واقعاً از انجام چه کاری لذت میبرید و در زندگی آینده میخواهید چه کاره شوید.
مسئول تمام شکستها و موفقیتهایتان خودتان هستید!
شما مسئول همهی کارهایی هستید که انجام میدهید چون کنترل زندگی در دستهای خودتان است. بنابراین، دلیل موفقیتها و شکستهایتان هم خودتان هستید. این حقیقتی است که کمتر کسی دربارهی آن با شما حرف میزند. البته این موضوع را هم میدانیم که به خیلی از نوجوانها تحمیل یا تلقین شده که «فقطب باید درس بخوانند تا موفق بشوند. اما واقعیت این است که کشف خودتان و آنچه که دوست دارید «فقطب از راه کتابهای درسی و رفتن به دانشگاه به دست نمیآید.
اتفاقاً دانشگاه هم بخشی از زندگیتان است که زمانی شروع میشود و زمانی به پایان میرسد؛ پس اینطور نیست که قبولی در دانشگاه آخرین نقطه باشد و بعد از آن محقق شوید! ورود به دانشگاه فقط «یک» بخش از زندگی شما است؛ آنهم اگر مسیر دانشگاهرفتن و تحصیلات دانشگاهی را انتخاب کرده باشید. چون میدانید خیلی از نوجوانها مسیرهایی دیگر را انتخاب میکنند. مثلاً به جای ورود به دانشگاه، وارد کسب و کار خانوادگی خودشان میشوند و اینطوری مسیر زندگیشان را مشخص میکنند و بهترین شغل را به دست میآورند؛ یعنی شغلی که، بهاصطلاح، برای آن ساخته شدهاند.
بهترین شغل همان است که هم از آن لذت ببرید و هم درآمد داشته باشید
این حرف را اشتباه برداشت نکنید. نگفتیم که درسخواندن مهم نیست یا نگفتیم که فقط سراغ لذت و خوشگذرانی بروید و در دنیای خوشیها خودتان را غرق کنید. نکتهی مهمی که داریم دربارهاش حرف میزنیم این است که کسی به اندازهی خودتان برایتان دل نمیسوزاند و کسی به اندازهی خودتان مسئولیت موفقیت شما را برعهده ندارد. بنابراین، در این سن باید هوشمندانه وقت بگذارید و خودتان را به چالش بکشید تا بتوانید آنچه را برای آن ساخته شدهاید و عمیقاً از آن لذت میبرید کشف کنید.
یک نکتهی مهم دیگر: همهی ما دوست داریم در زندگی کاری را انجام بدهیم که از آن لذت ببریم و بتوانیم از آن درآمد هم داشته باشیم. حالا از خودتان بپرسید آن چه کاری است که وقتی مشغول انجامش میشوید آنقدر غرق میشوید و لذت میبرید که متوجه نمیشوید زمان چگونه گذشته است؟ خب، باید کشف کنید!
کارهایی که به شما همزمان هم حس لذت میدهند و هم میتوانید از آنها درآمد داشته باشید، همان کارهایی هستند که با شخصیتتان هماهنگاند و با آنها به موفقیت بیشتری دست پیدا میکنید. پس حالا متوجه شدهاید در آینده باید سراغ کدام دسته از کارها بروید و چطور بهترین شغل را برای خودتان پیدا کنید.
چگونه علایق خودمان را کشف کنیم تا بتوانیم بهترین شغل را انتخاب کنیم؟
گفتیم که دوران دبیرستان بهترین زمان برای کسب تجربههای گوناگون و یادگیری است. اما یادگیری چیست؟ آیا یادگیری این است که «تنها» به کتابهای درسی بچسبید و در دانشگاه قبول شوید؟ البته که نه. وقتی شما سراغ کشفکردن میروید و کارهایی را که از انجامدادن آنها لذت میبرید پیدا میکنید، در آن موقعیتها چیزهای بسیاری یاد میگیرید. پس اگر قرار است به معنی واقعی یاد بگیرید نباید «فقط» به کتابهای مدرسه و درسهای دانشگاه اکتفا کنید.
زمینههایی که میتوانید وارد آنها شوید، تجربه کنید و یاد بگیرید، بیپایاناند. اما اگر مطمئن نیستید به چه چیزی علاقه دارید یا هنوز جرقهای در ذهنتان زده نشده تا بدانید مسیر شغلی ایدهآلتان چیست، نگران نباشید. این ابهامی است که هرکسی در مقطعی از زندگی تجربه میکند.
اما آیا همهچیز خود به خود روشن میشود و متوجه میشوید چه مسیری را باید انتخاب کنید؟ البته که نه! باید قدمهایی بردارید تا بتوانید این مسیر را کشف کنید. پس لازم است کارهایی بکنید تا بتوانید علایق خودتان را در همین سنین دبیرستان کشف کنید. کارهایی که میتوانید انجام دهید میتوانند اینها باشند:
۱. چیزهایی را که باعث میشود خوشحال شوید یادداشت کنید
نوشتن افکار و آنچه در ذهنتان میگذرد راه خوبی برای شروع است. به کارهایی که دوست دارید انجام بدهید فکر کنید. به موقعیتی که دوست دارید در آینده داشته باشید فکر کنید.
مثلاً به این جنس سؤالات پاسخ دهید:

حالا که فهرستی از علاقهمندیهایتان آماده کردید به این فکر کنید که دوست دارید آن نقش را چگونه انجام بدهید. پس به سؤالاتی شبیه به این سؤالات پاسخ بدهید:

۲. سعی کنید یک شغل پارهوقت پیدا کنید
کار کردن (چه به شکل پارهوقت در روزهای سال تحصیلی چه به شکل تماموقت در تابستان) یکی از ارزشمندترین تجربهها را میتواند به شما هدیه کند. حتی اگر شغلی پیدا کردید که به شغلی که میخواهید در آینده داشته باشید ربطی نداشت، باز هم آن را رها نکنید. نوجوانی، زمان خوبی است تا بتوانید بیاموزید چطور باید در زندگی تعادل را برقرار کنید (وقتی کار میکنید باید بین کارکردن و درسخواندن تعادل برقرار کنید تا هردو را بهخوبی انجام دهید).
این تجربه باعث میشود «مهارت مدیریت زمان» را به دست بیاورید. بنابراین، اولویتها را در زندگیتان گم نخواهید کرد و خواهید توانست هرکاری را در موقع مناسب خودش انجام بدهید.
علاوه بر این، تعهد شغلی به شما کمک میکند تا اهمیت کار تیمی و اخلاق حرفهای را یاد بگیرید. جالب است بدانید این تجربهها برای کارفرمای حرفهای هم ارزشمند هستند و مثلاً اگر در شغل تابستانی یا کار پارهوقت خودتان بتوانید یک موقعیت مدیریتی پیدا کنید، بعداً در مصاحبههای شغلی یا گرفتن پذیرش از یک دانشگاه خارجی یک نقطهی مثبت مهم در رزومهتان خواهید داشت.
فعالیتهای فوق برنامه را چگونه و از کجا شروع کنیم؟
بهترین زمان برای شروع فعالیتهای فوق برنامه ۱۲ سالگی است اما برای کسب یک تجربهی جدید هیچوقت دیر نیست. حتی اگر یک نوجوان ۱۷، ۱۸ ساله هستید یا بهتازگی وارد دانشگاه شدهاید باز هم دیر نیست که تجربهی جدیدی به دست بیاورید و خودتان را بیشتر کشف کنید.
برای اینکه بتوانید تجربهی جدیدی به دست بیاورید میتوانید از پیشنهادهای زیر استفاده کنید:
- به باشگاه یا گروهی که دوستانتان هم در آن عضو هستند بپیوندید و در آن فعالیت کنید.
- وبسایتها یا شبکههای اجتماعی مدرسه، مؤسسات فرهنگی و دانشگاهی شهر محل زندگیتان را بررسی کنید. در این بسترها معمولاً دورههایی برگزار میشود که میتوانید در آنها شرکت کنید.
- با سازمانهای محلی مانند مسجدها، مراکز فرهنگی شهرداری و مراکز کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان ارتباط بگیرید و از آنها بپرسید چه دورههایی برای نوجوانها برگزار میکنند.
- برنامههای سازمانهای ملی مثل هلال احمر، موزهها، سازمان گردشگری و میراث فرهنگی را بررسی کنید و ببینید در کدامیک از دورهها یا کلاسهای آنها میتوانید شرکت کنید.
- در گوگل جستوجو کنید و دورههای تخصصی حضوری یا آنلاین مخصوص به نوجوانها را پیدا کنید.
هنگام انتخاب کلاس فوق برنامه به این موارد توجه کنید:
- مسیرهای شغلیای که برای آینده درنظر دارید.
- رشتهای که میخواهید در آن مشغول به تحصیل شوید.
- هر سرگرمی و علاقه و فعالیتی که قبلاً از آن لذت میبردید؛ شاید حالا هم بتوانید دوره یا کلاسی مرتبط با همان فعالیت قبلیتان پیدا کنید.
شاید کمی جسورانه به نظر برسد، اما اگر هنوز برنامهی متناسب خودتان را پیدا نکردهاید، میتوانید گروه مخصوص به خودتان را راهاندازی کنید.
حالا بیایید سراغ نوجوانهایی برویم که در یکی از کارهای فوق برنامه شرکت کردند و همان فعالیت در تعیین مسیر زندگی و تغییر زاویهی دید و در نهایت در انتخاب بهترین شغل به آنها کمک کرد.
تجربهی کتایون
کتایون در دبیرستان دورهی اول وارد گروه نمایش شد. تجربهای که او از آنجا به دست آورد مسیر زندگیاش را مشخص کرد. کتایون تصمیم گرفت در دانشگاه در رشتهی تئاتر درس بخواند، برای همین مهارتهای مرتبط با بازیگری را در خودش تقویت کرد و از هر فرصتی که پیش آمد استفاده کرد تا در کنار یک گروه تئاتر باشد.
کتایون در یک نمایش مسئولیت بلیتفروشی را به عهده گرفت و در نمایشی دیگر کارهای مربوط به آمادهسازی صحنه را انجام داد. این فعالیتها به او کمک کردند تا هم بیشتر در محیط تئاتر قرار بگیرد و هم با آدمهایی که به شکل حرفهای کار تئاتر میکردند ارتباط برقرار کند.
تجربهی کامران
یک مؤسسهی حمایت از نیازمندان توجه کامران را به خودش جلب کرد و او به عضویت آن مؤسسه درآمد تا در کارهای خیر کمک کند. کامران پس از مدتی توانست سرگروه تیمی که مایحتاج را تهیه میکردند بشود. این موقعیت به او کمک کرد تا اعتماد بهنفس خودش را تقویت کند. این فعالیت همچنین به کامران کمک کرد تا نگاه عمیقتری به زندگی داشته باشد و معنای آن را بهتر درک کند.
تجربهی علی
علی دانشجوی سال اول بود. او که سالها عضو تیم والیبال مدرسه بود، در دانشگاه یک تیم والیبال خیریهای را سازماندهی کرد و با برگزاری مسابقات دوستانهی والیبال مبلغ قابل توجهی برای خیریه جمع کرد. او با آن پول توانست سهمی در تأسیس یک درمانگاه خیریه در مناطق زلزلهزدهی کرمانشاه داشته باشد. علی به این نتیجه رسید که دنیا پر از امکانات است و نباید غر زد و منتظر امکانات دولتی ماند، بلکه هرکس خودش باید دست به کار شود و تأثیرگذار باشد.
یادتان باشد فعالیتهای فوق برنامه، زندگی دبیرستانی و دانشجویی شما را غنی و خاص میکنند و به آن معنا میبخشند، اعتماد بهنفستان را بالا میبرند و شما را برای موفقیت در زندگی آینده و نیز انتخاب بهترین شغل آماده میکنند.

