عزت نفس چگونه روی ذهنمان تأثیر میگذارد؟
یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خانمحمدی، مشاور حوزهی نوجوان:
همهی ما برای یک بار هم که شده در موقعیتی قرار گرفتهایم که احساس کردهایم اعتماد به نفسمان کم است. مثلاً وقتی وارد مدرسهی جدیدی میشویم یا میخواهیم مطلبی را در کلاس ارائه دهیم یا برای اولینبار به خانهی دوستی دعوت میشویم کمی ترس داریم. ما میترسیم که خوب به نظر نرسیم و دیگران ما را نپذیرند.
در عین حال آرزو داریم بهترین تأثیر را بر ذهن دیگران بگذاریم و بهترین نسخهی خودمان باشیم. ما آرزو میکنیم که اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم چون تصور میکنیم اگر اعتماد به نفسمان بالا باشد از پس همهی مشکلات برمیآییم و موفق میشویم.
دوستان و اعضای خانواده هم چون موفقیت ما را میخواهند در چنین موقعیتهایی تلاش میکنند با گفتن جملاتی مثل تو «فوقالعادهای»، «بینظیری»، «باهوشی» یا «عالی هستی»، اعتماد به نفس ما را بالا ببرند.
ولی بهتر است خودمان را گول نزنیم! این جملهها ممکن است حس خوبی در ما به وجود بیاورند اما باعث نمیشوند اعتماد به نفسمان افزایش پیدا کند. چون حتی با شنیدن این جملهها همچنان همان ترس و آرزویی که از آن حرف زدیم، در وجود ما هست و این جملههای مثبت و روحیهبخش به برطرفشدن ترسمان هیچ کمکی نمیکنند.
پس در این جور مواقع که به اندازهی کافی اعتماد بهنفس نداریم و احساس میکنیم خوب به نظر نمیرسیم باید چه کار کنیم؟ چه مهارتی را باید درون خودمان پرورش بدهیم؟ چه فکری را باید تغییر دهیم تا احساساتمان نسبت به خودمان و عملکردمان تغییر کند؟ تا بتوانیم ترسهایمان را کنار بگذاریم و حس خوبی به خودمان و عملکردمان داشته باشیم؟
برای اینکه به این سؤالها جواب بدهیم باید سراغ عزت نفس و خودپنداره برویم.
عزت نفس چیست؟
مطابق سنت خودمان، بیایید عبارت عزت نفس را معنی کنیم. عزت یعنی گرامیداشتن و نفس یعنی خودمان. پس عزت نفس یعنی خود را گرامیداشتن. بنابراین میتوانیم بگوییم عزت نفس = احساس ارزشمندبودن، احساس محترمبودن و شریفبودن، احساس توانایی و کفایت.
این تعریف برای شما آشنا نیست؟ آن را حفظ نکردهاید؟ یا جایی امتحان ندادهاید؟ این تعریف، از کتاب تفکر و سبک زندگی پایهی هشتم شما گرفته شده است.
حالا همین تعریف یعنی چه؟ مهارت عزت نفس چیست؟ تفاوت و ارتباط عزت نفس با اعتماد به نفس چیست؟ یعنی اگر از خودمان تعریف کنیم و مدام قربانصدقهی خودمان برویم عزت نفس بالایی داریم؟
قطعاً نه! احترام به خود و حفظ حرمت به این چیزها نیست. حتماً زمانهایی را تجربه کردهاید که از خودتان رضایت داشتید و به انسانبودن خودتان افتخار کردهاید. وقتهایی را نمیگوییم که به خودتان گفتهاید: «چقدر باهوشم» یا «چه قدر خفنم که این موفقیت را به دست آوردم.» دربارهی زمانهایی هم صحبت نمیکنیم که نمرهی خوبی گرفتید یا در یک مسابقه برنده شدید.
داریم از لحظهای حرف میزنیم که احساس مسئولیت کردید، به دیگران محبت کردید و به خودتان اجازه ندادید کارهایی را انجام بدهید که احترام و منزلت شما را پایین بیاورد. مثلاً شاید دوستانتان از سر ناآگاهی گربهای را اذیت میکردند یا یکی از همکلاسیهایتان را مسخره میکردند، اما شما نهتنها با آنها همراهی نکردید بلکه پیش خودتان گفتید: «در شأن من نیست که حیوانی را آزار بدهم یا فرد دیگری را با واژههای نامناسب صدا بزنم.»
در این لحظات، به اینکه دوستانتان دربارهی شما چه فکر میکردند اصلاً فکر نکردید. بلکه فقط به درست و غلطبودن کار فکر میکردید. در این موقعیت شما نهتنها پای تصمیمتان ماندید بلکه به خودتان افتخار هم کردید. داریم دربارهی همین لحظهها حرف میزنیم! در این لحظات است که عزت نفس دارید؛ احساسی که باعث میشود اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید و بتوانید بهتر تصمیم بگیرید و مشکلات را حل کنید.
مزایای عزت نفس
حالا که فهمیدیم عزت نفس چیست، خوب است تیتروار به مزایای عزت نفس هم اشاره کنیم.
عزت نفس بالا به شما کمک میکند تا:
- از اشتباهات خودتان درس بگیرید.
- به خودتان امیدوار باشید.
- خودتان را همانطور که هستید بپذیرید.
- هیجانها و افکار منفی خودتان را کنترل کنید.
- دیگران نتوانند روی افکار و رفتارتان کنترل داشته باشند و به جای شما تصمیم بگیرند.
اگر شما تصویر مثبتی از خودتان دارید، نشاندهندهی آن است که از عزت نفس بالایی هم برخوردارید. ولی یک نکتهی مهم را فراموش نکنید:
خودپندارهی مثبت (تصویر مثبت) داشتن از خودتان با غرور و خودبزرگبینی و خود را بیش از حد دست بالا گرفتن تفاوت دارد.
تفاوت عزت نفس با غرور
غرور یک احساس غلط و باور اشتباه است که نشان میدهد فرد دربارهی تواناییهایش ارزیابی نادرستی دارد و تصور میکند از بقیه بهتر است. کسی که مغرور است به نظرات دیگران توجه نمیکند و فقط حرف خودش را قبول دارد. برای همین توقع دارد دیگران به او احترام بگذارند و طبق نظر او پیش بروند.
البته روی دیگر ماجرا اینجاست: چون این فرد دربارهی تواناییهای خودش باورهای غلطی دارد، نزد دیگران احترام زیادی ندارد.
آنچه باید به آن توجه کنید این است:
به همان اندازه که غرور به عزت نفس ما آسیب میزند، خود را بیش از حد دست پایین گرفتن هم میتواند به خودپندارهی ما آسیب وارد کند.

خودپنداره چیست؟
تصور کنید به کلاس جدیدی وارد میشوید و معلم از شما میخواهد خودتان را به همکلاسیهای جدیدتان معرفی کنید. چگونه خودتان را معرفی میکنید؟ فقط اسم و فامیلیتان را میگویید و بعد سکوت میکنید؟ یا شروع میکنید به گفتن چند نکته دربارهی خودتان؟ با خودتان میگویید: «حالا باید چه بگویم؟ خب حرفی دربارهی خودم ندارم!» یا با خودتان میگویید: «چندتا ویژگی مهم دربارهی خودم هست که باید آن را به همکلاسیهای جدیدم بگویم»؟
اینکه خودتان را چگونه معرفی میکنید کاملاً به این موضوع وابسته است که خودتان را چگونه ارزیابی میکنید. به این ارزیابی یا تصور از خود «خودپنداره» میگوییم.
نکتهای که در ارزیابیکردن خودتان باید بدانید این است که ارزیابیتان باید «درست» باشد. یعنی چه؟ یعنی خودتان را نه خیلی دست بالا بگیرید که دچار غرور شوید، نه خیلی دست پایین بگیرید که تصور کنید از پس هیچ کاری برنمیآیید. اگر در ارزیابی خودتان دچار این افراط و تفریط نشوید و از تجربهکردن و شکستخوردن هم نترسید و از شکستهایتان درس بگیرید، آنوقت مهارت عزت نفس و اعتماد به نفستان افزایش پیدا میکند و خود را فردی توانمند و کارآمد توصیف میکنید.
به این سؤال مهم جواب بدهید!
برای شروع، همهچیز برمیگردد به تصور اولیهی خودتان دربارهی خودتان. همین حالا به این سؤال جواب بدهید: «دربارهی خودتان چه فکری میکنید؟» فکری که دربارهی خودتان دارید ممکن است مثبت یا منفی باشد. فکر مثبت شما را به سمت جلو تشویق میکند و اعتماد به نفستان را بالا میبرد. اما فکر منفی باعث میشود ناامید شوید و حس خوبی نسبت به خودتان نداشته باشید.
حالا یک سؤال جالب: «تصور و فکری که شما دربارهی خودتان میکنید، از کجا میآید و چگونه میتوان آن را به تفکر مثبت تبدیل کرد؟»
تصور شما دربارهی خودتان حاصل تجربههایی است که تا امروز داشتهاید. از آن مهمتر، حاصل تجربیات جدیدی است که قصد دارید آنها را کسب کنید! بله، درست فهمیدید. اینکه دست روی دست نگذارید و به جای فکرکردن به موفقیت و شکست، اقدام کنید و تجربههای جدید به دست آورید، باعث میشود در آینده تصور تازهای از خودتان به دست بیاورید. حالا در این راهِ تجربههای جدید ممکن است اشتباه هم بکنید. عیبی ندارد. اشتباهات هم حتی به ما کمک میکنند تا چیزهای تازهای یاد بگیریم.
تأثیر دوستان در تصوری که ما از خودمان داریم…
در تصویری که ما از خودمان داریم، نقش دوستان هم خیلی پررنگ است. اینکه آدم روابط سالمی داشته باشد و دقت کند که با چه کسانی نشست و برخاست میکند و میگردد، بسیار مهم است. چون ذهن و فکر ما از اطرافیان تأثیر میگیرد و خودش را گول میزند. مثلاً گشتن با آدم تنبل ممکن است ما را هم تنبل کند. از طرفی، آدم تنبل تصور خوبی از خودش ندارد و این موضوع هم میتواند روی ما تأثیر بگذارد. اگر شما با آدم تنبل دوست باشید، ممکن است هنگامی که شروع میکنید به تلاشکردن، دوستتان شما را منصرف کند و تشویق کند مثل خودش بیخیال باشید.

چگونه میتوانیم به تصویر دقیقی از خودمان برسیم؟
حالا که اینهمه دربارهی ارزش خودپنداره صحبت کردیم این سؤال مهم مطرح میشود: «چگونه تصویر دقیقی از خودمان برای خودمان ترسیم کنیم؟»
قدم اول برای داشتن این تصویر این است که سراغ اطرافیان خود، یعنی خانواده و دوستانتان بروید. از اعضای خانوادهتان بپرسید چه تصویری از شما دارند و دربارهی شما چه فکری میکنند. البته لازم نیست همهی حرفهایشان را باور کنید. چون ممکن است بعضی از قضاوتهای آنها اشتباه باشد. قرار ما هم این بود که دچار غرور یا دستکم گرفتن خودتان نشوید تا بتوانید ارزیابی درستی از خودتان داشته باشید. همهی حرفهای آنها را دقیق بشنوید و نکات مثبت و منفی را یادداشت کنید.
در مرحلهی بعد از دوستانتان بپرسید که چه تصویری از شما دارند و حرفهای آنها را هم یادداشت کنید. در مرحلهی آخر، به این سؤال جواب بدهید که خودتان دوست دارید چگونه فردی باشید؟ زمانی که همهی این جوابها را کنار هم بگذارید، حتماً عیب و ایرادهایی را هم کشف میکنید. هیچ اشکالی ندارد. این کاملاً طبیعی است. چون هیچکس کامل و بیعیب نیست. آنچه مهم است این است که شجاعت تغییر را داشته باشید و در مسیر تغییر ضعفهایتان قدم بردارید.
وقتی همهی این مراحل را طی کردید، خودپنداره و تصویر مثبتی از خودتان خواهید داشت.

