صحبت کردن با پدر و مادر درباره موضوعات سخت

چگونه درباره‌ی موضوعات دشوار با پدر و مادرم صحبت کنم؟

صحبت کردن با پدر و مادر درباره‌ی موضوعات سخت!

یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خان‌محمدی، مشاور حوزه‌ی نوجوان:

 

همه‌ی آدم‌ها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که نیاز دارند درباره‌ی آن با کسی صحبت کنند. بنابراین، خیلی طبیعی است که موضوعی باعث نگرانی يا استرس‌تان شده باشد و نیاز داشته باشید درباره‌اش حرف بزنید. شاید هم يك موضوع شخصی وجود دارد که نياز داريد آن را به اشتراک بگذارید، يا یک فرد خاص به زندگی شما وارد شده اما نمی‌دانید چگونه باید به او واکنش نشان دهيد و به راهنمایی نیاز دارید.

صحبت‌کردن درباره‌ی هر كدام از اين مسائل سخت است. اما در این‌جور مواقع باید چه کار کرد؟ آیا به‌جای صحبت‌کردن با پدر و مادرتان باید سراغ دوستان‌تان بروید؟ اما همیشه نمی‌توان همه‌ی موضوعات را به دوستان گفت. چون گاهی به کمک و مشورت یک بزرگسال، نه یک فرد هم‌سن خودتان، نیاز دارید. پس باید چه کار کرد؟

اگر می‌خواهید بدانید چطور می‌توانید درباره‌ی موضوعات دشوار با پدر و مادرتان صحبت کنید، جای درستی آمده‌اید. نوبرنا در این مقاله به همین موضوع پرداخته است.

 

اول: هدف گفت‌وگو را مشخص كنيد

در قدم اول از خودتان بپرسید هدف‌تان از این گفت‌وگو چیست؟ آیا می‌خواهید حرف مهمی به آن‌ها بزنید؟ آیا از آن‌ها کمک می‌خواهيد؟ آیا می‌خواهید فقط به شما گوش بدهند و درد دل‌تان را بشنوند؟ به حمایت آن‌ها نیاز دارید یا توصیه‌شان؟ آیا برای اینکه کاری را انجام بدهید به اجازه‌ی آن‌ها نیاز دارید؟ یا برای حل مسئله‌ای از آن‌ها كمك می‌خواهید؟

هدف شما از صحبت کردن با پدر و مادرتان می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • می‌خواهید از آن‌ها کمک بگیرید تا مسئله‌ای را حل کنید.
  • می‌خواهید درباره‌ی یک موضوع یا اتفاق از شما حمایت کنند.
  • نیاز دارید اجازه بگیرید تا کاری را انجام بدهید.
  • می‌خواهید از آن‌ها مشورت بگیرید.
  • تنها نياز داريد به شما گوش كنند؛ بدون آنكه بلافاصله نصيحت‌كردن را شروع کنند.

اگر بدانيد هدف‌تان از گفت‌وگو چیست، می‌توانید كلمات و لحن مناسب را پيدا كنيد. مثلاً:

  • اگر می‌خواهيد فقط به شما گوش كنند، گفت‌وگو را با اين جمله شروع كنيد: «من نياز دارم درباره‌ی مشكلی با شما حرف بزنم تا بدانيد چه چيزی مرا آزار می‌دهد. فقط از شما می‌خواهم كه گوش كنيد، اما بدانيد كه هنوز آماده‌ی شنيدن نصيحت و مشاوره نيستم.»
  • اگر اجازه می‌خواهيد، فقط به جواب مثبت و اجازه‌گرفتن فكر نكنيد، بلكه جملاتی را بگوييد تا زمينه‌ای فراهم شود و بتوانيد گفت‌وگو را شروع كنيد. مثلاً: «من می‌خواهم از شما اجازه بگيرم تا هفته‌ی آينده در اردوی مدرسه شركت كنم و بعد از آن با دوستانم بيرون بروم. می‌توانم درباره‌ی آن با شما حرف بزنم؟»
  • يا خيلی روشن و ساده بگوييد: «من درباره‌ی موضوعی به راهنمايی شما نياز دارم. می‌توانيم درباره‌ی آن صحبت كنيم؟»

 

دوم: احساستان درباره‌ی آن موضوع را بشناسيد تا بتوانيد در گفت‌و‌گو بيان‌شان كنيد

می‌دانیم يكی از مهم‌ترين دلايلی كه باعث می‌شود صحبت کردن با پدر و مادرتان را شروع نکنید (يا حتی بعد از گفت‌وگو پشيمان ‌شويد که اصلاً چرا صحبت‌کردن را شروع کردید) اين است كه نگران واكنش آن‌ها‌ هستيد. در واقع، از اين می‌ترسيد كه پدر و مادرتان از شما نااميد يا عصبانی ‌شوند يا خجالت می‌كشيد درباره‌ی موضوعی شخصی يا احساسی صحبت كنيد. يا حتی ممکن است احساس گناه ‌داشته باشید که مشكلی به وجود آمده و نمی‌توانيد آن را حل كنيد.

مهم است نسبت به این احساس‌ها آگاه باشید و اجازه ندهيد اين احساسات جلوی صحبت‌كردن را بگيرند؛ برعکس، بايد از همين احساسات برای شروع گفت‌وگو استفاده كنيد. مثلاً:

  • من می‌خواهم درباره‌ی يك موضوع كاملاً شخصی با شما صحبت كنم، اما نگران واکنش‌تان هستم. با این حال، می‌خواهم آن را به شما بگویم.
  • من می‌ترسم با شنيدن حرف‌هايم شما را نااميد كنم، اما می‌خواهم صحبت كنم.
  • من از گفتن اين موضوع خجالت می‌كشم اما بايد درباره‌ی آن صحبت كنم.
  • من به كاری كه انجام دادم افتخار نمی‌كنم. ممكن است شما با شنيدن آن عصبانی هم بشويد اما می‌دانم كه بايد شما را در جريان بگذارم و حرف بزنم.

در تمام مثال‌هايی كه زدیم، شما مثل يك فرد بالغ، به شيوه‌ی استاندارد، اول از احساسات خودتان حرف می‌زنيد و بعد نيازتان را اعلام می‌كنيد. البته اين كار واقعاً سخت است؛ برای همین گاهی نياز است قبل از اینکه گفت‌وگویتان را شروع کنید، با خودتان تمرین کنید.

 

سوم: می‌توانيد تمرين كنيد

اگر فکر می‌کنید زمان صحبت کردن با پدر و مادر ممکن است عصبی يا هول شوید و نتوانيد منظورتان را درست بيان كنيد، سعی کنید آنچه را که می‌خواهید به پدر و مادرتان بگوييد، مقابل آینه یا با یک دوست، تمرین کنید. تمرین می‌تواند اعتماد به نفس‌تان را بالا ببرد و به شما کمک کند تا هنگام صحبت‌کردن احساس راحتی بيشتری داشته باشید.

 

بايدها و نبايد‌ها هنگام صحبت کردن با پدر و مادر

برای داشتن یک گفت‌وگوی خوب و مؤثر با پدر و مادرتان، علاوه بر اینکه لازم است این سه قدم را بردارید، باید به یک‌سری نكات مهم هم توجه کنید:

 

۱. زمان مناسبی را برای صحبت کردن با پدر و مادر انتخاب كنيد

زمانی را برای گفت‌وگو انتخاب کنید که پدر و مادرتان مشغول كار ديگری نباشند. خيلی راحت از آن‌ها بپرسيد: «آيا می‌توانيم صحبت كنيم؟ الآن زمان مناسبی است؟» سعی كنيد فضايی آرام يا خصوصی پيدا كنيد و سپس گفت‌وگو را شروع كنيد.

 

۲. اجازه ندهيد واكنش آن‌ها شما را عصبانی كند

واقعیت این است که بزرگ‌ترها هم گاهی، مانند شما، بی‌دلیل عصبانی می‌شوند و نسبت به یک موضوع واکنش‌های افراطی نشان می‌دهند. اگر پدر و مادرتان هنگام گفت‌وگو واکنش‌هایی این‌چنینی نشان دادند نباید تحت تأثیر عصبانیت آن‌ها قرار بگیرید.

به این مثال توجه کنید:

شما می‌خواهید درباره‌ی نمره‌ی پایینی که در امتحان گرفته‌اید صحبت کنید. اما پدر یا مادرتان وقتی متوجه می‌شوند نمره‌تان پایین است، به‌جای اینکه علت آن را جست‌وجو کنند چنین جمله‌هایی می‌گویند: «تو چرا درس نمی‌خوانی؟ مگر من برای تو چه کم گذاشته‌ام؟ به دوستت نگاه کن! هیچ‌وقت همچین نمره‌ای نمی‌گیرد!»

در این موقعیت شما چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا شما هم از کوره در می‌روید و می‌گویید: «ای بابا، می‌دانستم آخرش این‌جوری می‌شود. اصلاً از اول نباید درباره‌اش حرف می‌زدم. عجب اشتباهی کردم!»

اگر شما هم مثل پدر یا مادرتان عصبانی می‌شوید، یعنی به خودتان اجازه داده‌اید تحت تأثیر واکنش آن‌ها قرار بگیرید. بنابراین به‌جای اینکه تحت تأثیر قرار بگیرید، هدف‌تان از گفت‌وگو را به یاد بیاورید و از آن دور نشوید تا بتوانید گفت‌وگو را به نتیجه برسانید.

البته اینکه در چنین موقعیت حساسی بتوانید واکنش درست نشان بدهید، کمی سخت است و به تمرین نیاز دارد. اما این مهارتی است که همه‌ی ما به آن نیاز داریم. برای اینکه بدانید چطور می‌توانید در هر موقعیتی بهترین واکنش را نشان بدهید، مقاله‌ی مدیریت احساسات را بخوانید.

 

۳. هنگام صحبت کردن با پدر و مادر به آداب و قوانين خانواده پايبند باشيد

هر خانواده‌ای حساسيت‌ها و قوانين خاص خودش را دارد؛ قوانینی که ممكن است در خانه‌ی دوست شما اصلاً وجود نداشته باشند. ممکن است این قوانین از نظر شما غیر معقول یا دست‌وپاگیر باشند، با این حال این‌ها قانون خانه‌ی شما هستند و شما در این مرحله، قرار نیست به آن قوانین ایراد بگیرید و آن‌ها را تغییر دهید. بلکه باید به این قوانین احترام بگذارید و بعد نیازتان را مطرح کنید.

مثلاً در خانواده‌ی شما رسم است كه همه كنار هم شام بخورند و برای همین لازم است رأس ساعت مشخصی در خانه باشید. اگر می‌خواهید از پدر و مادرتان اجازه بگیرید که آخر هفته شام را با دوستان‌تان بخورید، درباره این صحبت نکنید که: «اين چه قانونی است که در خانه‌ی ما وجود دارد و چرا ما باید باهم شام بخوریم؟» شما باید روی نياز خودتان تمركز كنيد و بگویید: «اجازه می‌خواهم پنج‌شنبه شام با دوستانم بيرون بروم.» پس مشخصاً درباره‌ی همين اجازه‌گرفتن صحبت كنيد و قوانین خانه را زیر سؤال نبرید.

 

۴. رابطه‌تان با پدر و مادرتان را تنظيم كنيد

منظور از تنظیم رابطه این است که اجازه ندهيد بين شما و پدر و مادرتان فاصله‌ی زيادی ايجاد شود. اگر شما رابطه‌تان را همیشه تنظیم نگه داشته باشید، خیلی راحت، زمانی که نیاز باشد، می‌توانید با آن‌ها صحبت کنید. اما اگر یک‌سره در لاک خودتان باشید و با آن‌ها کم حرف بزنید، طبیعی است که وقتی نیاز داشته باشید درباره‌ی موضوعی با آن‌ها صحبت کنید، کار سخت می‌شود.

حالا حتماً یک سؤال مهم برایتان مطرح می‌شود:

 

چطور رابطه‌ام با پدر و مادرم را در نقطه‌ی تعادل نگه دارم؟

شاید فکر کنید برای اینکه رابطه‌تان را در نقطه‌ی تعادل نگه دارید، لازم است کارهایی خاص و سخت انجام بدهید، اما این‌طور نیست. كارهای ساده‌ای مانند خوردن شام همراه آن‌ها، شركت در مهمانی‌های خانوادگی، تماشای فيلم با آن‌ها، صحبت‌کردن درباره‌ی كارهای روزمره و ساعت‌های طولانی در اتاق نماندن، می‌تواند به تنظيم رابطه‌ی شما با پدر و مادرتان كمك كند.

مثلاً ممکن است شما از آن دسته از پسرهایی باشید که تصور می‌كنند پدرشان حوصله‌ی صحبت‌کردن با آن‌ها را ندارد و همين تصور اشتباه باعث می‌شود فاصله‌ی بين شما و پدرتان بيشتر شود. در نهایت هم اگر لازم باشد درباره‌ی موضوعی با پدرتان صحبت کنید این کار برایتان خیلی سخت می‌شود.

اما یک نکته‌ی مهم را فراموش نکنید! همان‌طور كه در رابطه‌ی دوستانه‌تان اجازه نمی‌دهید بين خودتان و دوستان‌تان فاصله‌ای بیفتد، بايد مراقب ارتباط‌تان با پدر و مادرتان هم باشید و با انجام‌دادن همین کارهای ساده‌ای که گفتیم، از ارتباط‌تان محافظت کنید.

یادتان نرود همان‌طور که نسبت به رابطه‌ی دوستانه‌تان مسئول هستید و برای حفظ آن تلاش می‌کنید، نسبت به رابطه‌تان با پدر و مادرتان هم مسئولید و برای کیفیت و حفظ آن باید تلاش کنید.

 

برای بدترین واکنش‌ها هم آماده باشید!

ممکن است شما هر سه قدم لازم برای داشتن یک گفت‌وگوی باکیفیت با پدر و مادرتان را بردارید و همه‌ی بایدها و نبایدها را هم رعایت کنید، اما در نهایت، اوضاع برخلاف تصورتان پیش برود و پدر و مادرتان عصبانی شوند يا واكنش تندی نشان بدهند و با شما دعوا كنند.

مثلاً ممکن است پدر و مادرتان به شما اجازه ندهند کاری را که خیلی برایتان مهم است انجام بدهید، یا ممکن است از شدت ناراحتی، عصبانی شوند یا گریه کنند. واقعیت این است که آن‌ها دغدغه‌های زیادی دارند و حتی ممکن است زمان گفت‌وگو نه از شما بلکه از اتفاقی که آن روز در محیط کارشان افتاده است عصبانی باشند، ولی این عصبانیت را به اشتباه به شما نشان دهند.

حالا سؤال مهم این‌جاست: «در اين مواقع بايد چه كار کنید؟»

در اين وضعیت تنها كاری كه بايد انجام بدهيد اين است كه نااميد نشوید و كمی صبر کنید. پدر و مادرتان به خاطر علاقه‌ی زیاد‌ و نگراني‌ای كه نسبت به شما دارند ممكن است گاهی از كوره در بروند و نتوانند واكنش مناسبی نشان بدهند. یادتان باشد واكنش آن‌ها نباید شما را نااميد کند و جلوی ادامه‌ی گفت‌وگو درباره‌ی آن موضوع را بگيرد.

اجازه بدهید زمان بگذرد. شاید چند ساعت صبر کردن کافی باشد؛ شاید هم نیاز باشد فردا یا چند روز دیگر به آن موضوع برگردید و مجدد و با آرامش درخواست كنيد تا درباره‌ی آن گفت‌وگو كنيد. در بسياری از مواقع، قبل از اينكه شما اين درخواست را مطرح كنيد، پدر یا مادرتان قبل از شما به سراغ‌تان می‌آیند تا گفت‌وگو را ادامه دهید.

error: Content is protected !!
اگر نیاز دارید راهنمایی بیشتری دریافت کنید، این فرم را پر کنید. همکاران ما با شما تماس می‌گیرند تا زمان ملاقات با مشاور را هماهنگ کنند.