تصویر بدن چیست و چه تأثیری روی شخصیت ما می‌گذارد؟ سایت آموزش نوجوان نوبرنا

احساس می‌کنم بدنم خوب نیست…

تصویر بدن چیست؟

یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خان‌محمدی، مشاور حوزه‌ی نوجوان:

 

– احساس می‌کنم از هم‌سن‌های خودم کوتاه‌ترم.

– از چاق شدن می‌ترسم، چون فکر می‌کنم دیگر قشنگ نیستم.

– از بازوهایم خوشم می‌آید، با آن‌ها حس می‌کنم قوی هستم.

حتما این جمله‌ها یا جمله‌هایی شبیه به این‌ها را تا به حال از نوجوان‌های دیگر شنیده‌ای. شاید حتی خودت هم آن‌ها را به زبان آورده باشی. این همان «تصویر بدن» است.

«تصویر بدن» یعنی تصویری که هرکس از ظاهر خودش در ذهن دارد؛ این‌ که بدنش را چطور می‌بیند، درباره‌اش چه فکر می‌کند و چه احساسی به آن دارد. در واقع، تصویر بدن، همان برداشت ذهنی ما از بدن‌مان است که البته همیشه با واقعیت یکی نیست.

مثلاً ممکن است نوجوانی بدنی سالم و طبیعی داشته باشد، اما خودش بدنش را زشت یا نامتناسب ببیند. یا برعکس، ممکن است درباره‌ی بدن خودش خیلی اغراق کند و آن را بیش از اندازه زیبا و خاص بداند!

این برداشت‌ها، چه بیش از حد منفی و چه بیش از حد مثبت، می‌توانند روی اعتماد ‌به‌نفس، رفتارها و حتی روابط اجتماعی شما تأثیر بگذارند. اما چطوری؟

 

رابطه‌ی تصویر بدن و عزت‌نفس

میان «تصویر بدن» و «عزت‌نفس» ارتباطی مستقیم و قوی وجود دارد.

قبلا در مقاله‌ی «احساس می‌کنم به اندازه‌ی کافی خوب نیستم» باهم دربار‌ه‌ی عزت نفس صحبت کردیم و گفتیم عزت نفس همان ارزشی است که فرد برای خودش قائل است؛ این‌که چقدر خودش را دوست دارد و خودش را لایق احترام می‌داند.

وقتی کسی از بدنش رضایت دارد، معمولاً احساس ارزشمندی بیشتری هم دارد. مثلاً نوجوانی که درباره‌ی قد یا پوست یا چهره‌اش احساس رضایت دارد، راحت‌تر در جمع حاضر می‌شود، حرف می‌زند و خودش را نشان می‌دهد. همین باعث می‌شود عزت نفس‌اش هم کم‌کم بیشتر شود.

اما اگر کسی از ظاهرش مدام ناراضی باشد، حتی اگر توانای زیادی در درس یا هنر داشته باشد، ممکن است خودش را «کم‌ارزش» بداند و از حضور در جمع یا فعالیت‌های جدید دوری کند.

بنابراین اگر تصویری که از بدنت در ذهن داری منفی باشد، عزت‌نفس‌ات هم کم‌کم تضعیف می‌شود.

 

آیا تصویر بدن فقط به چاقی و لاغری مربوط می‌شود؟

تصویر بدن فقط به «چاق یا لاغر بودن» محدود نمی‌شود. تصویر بدن می‌تواند به وزن، قد، فرم کلی بدن و پوست مربوط شود. حالا هرکدام را با مثالی توضیح می‌دهیم:

 

۱. وزن من ایراد دارد، پس…

بعضی از نوجوان‌ها مدام نگران چاقی یا لاغری هستند، حتی وقتی از نظر پزشکی در محدوده‌ی سالم‌اند. مثلاً بعضی از نوجوان‌ها با اینکه وزنی طبیعی دارند، اما هر بار که غذا می‌خورند، با احساس گناه با خودشان می‌گویند: «نباید بخورم، چاق می‌شوم».

همین باعث می‌شود سراغ رژیم‌های خطرناک یا ورزش‌کردن افراطی بروند تا حتی تصمیم بگیرند یکی از وعده‌ها‌ی غذایی‌شان را حذف کنند.

 

۲. قد و فرم کلی بدن من ایراد دارد، پس…

بعضی از نوجوان‌ها مدام خودشان را با دوستان و همسالان‌شان مقایسه می‌کنند و با خودشان فکر می‌کنند «بدن من غیرعادی است». مثلاً پسری که هنوز قد نکشیده، با خودش فکر می‌کند: «خیلی کوتاه هستم، مسخره می‌شوم» و به همین دلیل در فعالیت‌های ورزشی یا جمعی شرکت نمی‌کند.

این موضوع در دختران نوجوان به شکل دیگری بروز پیدا می‌کند. مثلاً دختری که فرم شانه یا باسن‌اش را با یک تصویر ایده‌آل مقایسه می‌کند، نسبت به بدن خودش تصویر بدی پیدا می‌کند و برای همین لباس‌های گشاد می‌پوشد که فرم واقعی بدن‌اش را پنهان کند (البته بین نوجوانی که سبک لباس‌پوشیدن او اورسایز است با نوجوانی که لباس گشاد را برای پوشاندن فرم بدنش انتخاب می‌کند تفاوت است).

 

۳. پوست و صورت من ایراد دارد، پس…

در سن نوجوانی جوش‌های بلوغ، جای جوش، نوع پوست، بینی، دندان، مو و حتی موهای بدن می‌توانند باعث شوند خجالت بکشی. مثلاً نوجوانی که صورتش به آکنه‌های معمول بلوغ مبتلا شده، سعی می‌کند از عکس‌‌گرفتن گروهی فرار کند یا در عکس‌ها صورتش را با ماسک یا دستش می‌پوشاند.

تا حالا در گروه دوستانت همچین کسی را دیده‌ای؟ در این وضعیت، مشکل دوستت فقط این نیست که صورتش جوش زده است. او مشکلی بزرگ‌تر دارد چون دارد با خودش فکر می‌کند: «من با این صورت ارزشمند نیستم».

 

۴. بدن من زنانه/ مردانه نیست، پس…

در فرهنگ و عرف همه‌ی جامعه‌ها تصویری از «مردانگی» و «زنانگی» وجود دارد. مثلاً می‌گویند: مردها بدنی قوی دارند یا زن‌ها ظریف هستند.

خیلی از نوجوان‌ها بدن خودشان را با این تصویرها می‌سنجند. بنابراین پسری که بدن لاغر و بازوی باریک دارد می‌گوید «بدنم شبیه بدنِ مرد قوی نیست، پس من ضعیفم». یا دختری که ظاهرش را «به اندازه‌ی کافی ظریف/ زنانه» نمی‌بیند، با خودش می‌گوید: «پس جذاب نیستم و کسی من را به آن شکل که باید نمی‌بیند».

یادت باشد نباید خودت را با این تصویری که جامعه به تو می‌دهد بسنجی. این نوع مقایسه‌کردن عزت ‌نفس‌ات را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود خودت را از اجتماع دور نگه داری چون فکر می‌کنی به اندازه‌ی کافی خوب نیستی.

 

۵. بدن من مثل بدن‌های ایده‌آل در شبکه‌های اجتماعی نیست، پس…

حتماً برای یک بار هم که شده با خودت فکر کرده‌ای «چقدر چهره و بدن آدم‌هایی که عکس‌شان را می‌بینم خوب و متناسب است!»

بدن‌های ویرایش‌شده و فیلترشده در اینستاگرام، تیک‌تاک و حتی عکس‌های دوستان در گروه کلاس، یک استاندارد غیر واقعی در ذهن ما می‌سازد و ذهن ما این تصویر ویرایش‌شده را با بدن واقعی خودمان مقایسه می‌کند.

اکثر ما آدم‌ها بدن‌هایی طبیعی داریم اما وقتی عکس‌های روتوش‌شده‌ی «شکم تخت، پوست بدون لک، بدن بدون مو، عضلات مشخص» را می‌بینیم با خودمان می‌گوییم: «بدن من خوب نیست» و همین باعث می‌شود حتی از عکس‌گرفتن بیزار شویم.

 

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر تصویر بدن. سایت آموزش نوجوان نوبرنا

وقتی بدنت را دوست نداری، به مشکلات بزرگ‌تری دچار می‌شوی!

وقتی دچار این نگاه‌های اشتباه می‌شویم، فقط به بدن‌مان بی‌احترامی نکرده‌ایم، بلکه مشکلات بزرگ‌تری هم برای خودمان می‌سازیم. مثلاً:

خودمان را از جمع کنار می‌کشیم

وقتی تصویری که از بدن‌مان داریم منفی باشد، شروع می‌کنیم به پنهان‌کردن بدن یا حتی پنهان‌کردن خودمان. بنابراین خودمان را از تجربه‌های خوبی که می‌توانیم داشته باشیم محروم می‌کنیم.

مثلاً:

  • به استخر یا کلاس ورزشی نمی‌رویم چون می‌ترسیم دیگران بدن‌ ما را ببینند.
  • در مهمانی خانوادگی یا دوستانه شرکت نمی‌کنیم چون فکر می‌کنیم هیچ لباسی نیست که توی آن خوب دیده شویم.
  • حتی در گرما هم چند لایه لباس روی هم می‌پوشیم چون نمی‌خواهیم فرم بدن‌مان مشخص شود.

 

بدن‌مان را افراطی کنترل می‌کنیم

شاید خیلی از آدم‌ها را دیده باشید که به شکلی افراطی اصرار دارند به باشگاه بروند و سخت ورزش می‌کنند. ممکن است این رفتار در ظاهر «سالم» به نظر برسد اما باید بدانید گاهی اوقات این اصرار عجیب برای ورزش‌کردن به خاطر ناراضی‌بودن از بدن است.

در چنین مواقعی ورزش‌کردن نشانه‌ی «مراقبت از خود» نیست و جنبه‌ی منفی دارد. یعنی وقتی که:

  • به شکلی افراطی ورزش می‌کنیم و هدف از ورزش‌کردن این نیست که سلامت‌مان را حفظ کنیم، بلکه می‌خواهیم خودمان را تنبیه کنیم. مثلاً با خودمان می‌گوییم: امروز غذا زیاد خوردم، پس باید ورزش کنم که بسوزانم.
  • هرروز چندبار خودمان را در آینه بررسی می‌کنیم، هر روز خودمان را وزن می‌کنیم و از یک نقطه از بدن هر روز عکس می‌گیریم و عکس‌ها را با هم مقایسه می‌کنیم.
  • مدام بیشتر و بیشتر سعی می‌کنم که میزان غذایی را که می‌خوریم کم کنیم. حتی ممکن است تصمیم بگیریم یکی از گروه‌های مواد غذایی، مانند شیرین‌جات را حذف کنیم.

 

احساس شرم و نفرت از بدن

خیلی از آدم‌ها در نوجوانی‌شان بخشی از بدن‌شان را دوست نداشته‌اند اما اگر این دوست‌نداشتن و ناراضی‌بودن به یک جز از بدن محدود نشود و ما کل بدن‌مان را «بد»، «زشت» یا «غلط» بدانیم، دیگر به مرحله‌ی هشدار رسیده‌ایم و باید از یک متخصص کمک بگیریم تا این تصویر بدن را در ذهن‌مان اصلاح کنیم.

اگر به نقطه‌ای رسید‌ه‌ای که با خودت می‌گویی «از بدنم حالم به‌هم می‌خورد»، «با این قیافه کسی مرا دوست نخواهد داشت»، «دوست ندارم هیچ‌کس من را ببیند» زنگ هشدار فعال شده است!

این حالت می‌تواند با اضطراب اجتماعی، افسردگی و حتی خودآزاری همراه باشد و نیازمند مداخله‌ی تخصصی است.

 

بلوغ زودهنگام یا دیرهنگام و این احساس که بدن من ایرادی دارد…

شروع بلوغ به عوامل گوناگونی بستگی دارد. برخی از نوجوان‌ها بلوغ را زودتر و برخی دیرتر شروع می‌کنند. معمولاً نوجوان‌هایی که بلوغ آن‌ها زودتر یا دیرتر از سایر هم‌سالان‌شان اتفاق می‌افتد با یک‌جور فشار روانی از سمت جامعه (گروه دوستان یا افراد دیگر) مواجه می‌شوند. مثلاً:

  • دختری که زودتر از هم‌سالانش تغییرات بلوغ را تجربه کرده، با نگاه‌های ناخواسته‌ی دیگران مواجه می‌شود. بنابراین شروع می‌کند به خم‌کردن بدن و پنهان‌کردن سینه با لباس گشاد تا تغییرات بدنش دیده نشود.
  • پسری که دیرتر وارد بلوغ شده و هنوز صدایش تغییر نکرده یا موهای صورتش درنیامده، احساس می‌کند «بچه» مانده است و در جمع‌های پسرانه جدی گرفته نمی‌شود.

در چنین موقعیت‌هایی مهم است که بدنت را بپذیری و بدانی بدن تو ایرادی ندارد اگر دیرتر یا زودتر وارد چرخه‌ی بلوغ شده است. چون همان‌طور که گفتیم شروع بلوغ به عوامل گوناگونی بستگی دارد و قرار نیست همه‌ی نوجوان‌ها در یک سن مشخص وارد دوره‌ی بلوغ شوند.

یادت باشد: تو خوب هستی؛ این دیگرانند که باید ذهنیت‌شان را نسبت به این موضوع اصلاح کنند.

 

چه زمانی از متخصص کمک بگیرم؟

در این مقاله درباره‌ی تصویر بدن صحبت کردیم و گفتیم طبیعی است که همه‌ی ما در نوجوانی نسبت به بدن‌مان سخت‌گیر می‌شویم و می‌خواهیم آن را بهتر کنیم اما اگر این سخت‌گیری به مرحله‌ای برسد که زندگی عادی‌مان را مختل کند یعنی زنگ هشدار به صدا درآمده است؛ این سخت‌گیری طبیعی نیست و باید از یک متخصص بزرگسال کمک بخواهیم.

بنابراین اگر چنین احساس‌هایی را داری باید از متخصص کمک بگیری:

  • احساس می‌کنی بدنت منبع شرم و اضطراب می‌شود.
  • مدام خودت را با یک «استاندارد ایده‌آل» مقایسه می‌کنی و در این مقایسه همیشه بازنده‌ای.
  • زندگی و فعالیت‌هایت را محدود می‌کنی، برای این‌که دیده نشوی، قضاوت نشوی یا مسخره نشوی.
  • ارزشمندی خودت را وابسته به ظاهرت می‌دانی، نه توانایی، شخصیت، اخلاق یا تلاش‌هایت.

اگر به این نقطه رسیدی حتماً با یک متخصص صحبت کن. حتی اگر دوست داشته باشی می‌توانی پایان همین مقاله کامنت بگذاری و هرآنچه را فکر می‌کنی لازم است بگویی، برایمان بنویسی.

 

error: Content is protected !!
اگر نیاز دارید راهنمایی بیشتری دریافت کنید، این فرم را پر کنید. همکاران ما با شما تماس می‌گیرند تا زمان ملاقات با مشاور را هماهنگ کنند.