۳ مانع یادگیری که باید آنها را بشناسی
یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خانمحمدی، مشاور حوزهی نوجوان:
احساس میکنی هرچه درس میخوانی باز هم آن نتیجهای را که دوست داری به دست نمیآوری؟ سر کلاس، با اینکه دوست داری به درس گوش بدهی، ولی یکدفعه به خودت میآیی و میبینی حواست به حیاط مدرسه پرت شده و نفهمیدهای معلمت چه میگفته؟
یا شاید با اینکه از دیدن دوستانت در مدرسه خوشحال میشوی، اما باز هم صبحها حوصله نداری از خواب بیدار شوی و به مدرسه بروی؟ یا شاید حس میکنی در طول روز خیلی عصبی و کلافه هستی؟
اگر فقط یکی از این موقعیتها را تجربه کردهای، پس لازم است که حتماً این مطلب را بخوانی. ما در این مطلب سه تست را معرفی کردهایم که به تو میگویند مشکل از کجای کار است که این موقعیتهایی را که گفتیم تجربه میکنی. همچنین در این تستها راهکارهایی ارائه دادهایم که خودت بهتنهایی بتوانی این مشکلات را کمکم برطرف کنی.
سه قفلی که وقت باز کردنشان رسیده!
شاید این صحنه برایت آشنا باشد: کتاب روبهرویت باز است، اما ذهنت هزار کیلومتر آنطرفتر پرسه میزند. میخوانی، اما هیچ مطلبی در ذهنت نمیماند. میخوابی، اما صبح که بیدار میشوی هنوز خستهای. گاهی حتی از خودت میپرسی: «چرا من نمیتوانم مثل بقیه متمرکز بمانم؟ چرا هرچقدر تلاش میکنم، باز حس میکنم یک جای کارم میلنگد؟»
اگر این سؤالها را از خودت پرسیدهای، بدان تنها نیستی. بیشترِ نوجوانها همین مشکل را دارند: ذهنی که میخواهد پیش برود و بدنی که انگار فرمان نمیبرد. چه اتفاقی افتاده؟ واقعیت این است: ذهن تو قفل شده! حالا این قفل میتواند قفلِ تمرکز، قفلِ خواب یا قفلِ یادگیری باشد.
با این حال، اینجا نقطهی شروع است، نه پایان. سه تستی که در ادامه معرفیشان میکنیم برای این طراحی شدهاند تا کمکت کنند قفل ذهنت را باز کنی.
اولین مانع یادگیری: ذهنی که حواسش نیست
تا حالا شده به خودت بگویی ده دقیقهی دیگر درسخواندن را شروع میکنم، اما ناگهان بفهمی نیمساعت گذشته و بهجای اینکه درسخواندن را شروع کرده باشی هنوز داری توی گوشی میچرخی؟ یا وسط کلاس، با یک صدای کوچک، فکرت از معلم جدا شود و برود سراغ اتفاقی که صبح افتاد و دیگر نفهمی معلم از ده دقیقهی قبل تا الآن داشته دربارهی چه موضوعی صحبت میکرده؟
این همان لحظهای است که ذهن، بیاجازه از مسیر خارج میشود. نه چون تو تنبلی، بلکه چون ذهنت هنوز یاد نگرفته چطور در مسیر خودش بماند.
تمرکز، استعداد نیست؛ مهارت است. بنابراین با تمرینکردن قوی میشود. اما اولین قدم این است که بفهمی در چه بخشی از مهارت تمرکز ضعیف هستی. در کنترل هیجان؟ در نگهداشتن توجه؟ در شروعکردن کارها؟ یا در نظم ذهنی و برنامهریزی؟
وقتی بدانی مشکل از کجاست، میتوانی ضعفت را برطرف کنی و مهارت تمرکزت را افزایش بدهی.
تست «چرا نمیتوانم تمرکز کنم؟» دقیقاً برای همین مشکل طراحی شده. در هر سؤال از این تست، تو با خودت روبهرو میشوی، با لحظههایی که ذهنت میدود اما مسیر را اشتباه میرود.
البته در این تست فقط مشکل را پیدا نمیکنی. میتوانی یاد بگیری چطور مشکلت را حل کنی. چطور در میانِ هیجان و آشفتگی، دوباره به خودت برگردی و مهارت تمرکزت را روزبهروز افزایش دهی.
دومین مانع یادگیری: خوابی که بدن را آرام نمیکند
گاهی با اینکه شب هشت ساعت خوابیدهای، صبح باز هم خستهای و بهسختی بیدار میشوی. انگار بدنت در طول شب استراحت کرده، اما مغزت بیدار مانده بود.
ذهن تو در این شبها درست مثل موبایلی است که صفحهاش خاموش میشود ولی برنامههایش در پسزمینه هنوز کار میکنند. همین میشود که شبها بدنت روی تخت است، اما فکرت در حال مرور اتفاقهای روز یا خیالِ فرداست.
بنابراین وقتی از بیخوابی یا خواب بیکیفیت حرف میزنیم منظورمان این نیست شب گذشته نخوابیدهای، منظورمان حالتی است که جسمت خوابیده ولی ذهنت بیدار است. خواب باکیفیت و واقعی خوابی است که در آن مغز احساس امنیت کند و خودش را رها کند.
تست «آیا کیفیت خوابت خوب است؟» برای بررسی همین موضوع طراحی شده. این تست به تو کمک میکند بفهمی مغز و بدنت چقدر باهم هماهنگاند و آیا هردو باهم استراحت میکنند یا نه.
در پایان تست، راهکارهایی ساده پیشنهاد دادهایم تا با کمک آنها بتوانی سیگنالهای آرامش را دوباره به بدنت بفرستی. گاهی فقط کافی است نورِ گوشی را زودتر خاموش کنی، چند نفس عمیق بکشی و به بدنِ خستهات بگویی: «حالا دیگر وقت خاموششدن است».
سومین مانع یادگیری: وقتی که متوقف میشوی
گاهی درس میخوانی، اما هیچ مطلبی در ذهنت نمیماند. حتی گاهی مطمئنی که مطلب را فهمیدهای، اما وقتی باید توضیحش بدهی، ذهنت ناگهان خالی میشود. گاهی هم آنقدر از اشتباهکردن میترسی که هنوز شروع نکرده، از خودت ناامید میشوی و میگویی: «ولش کن، من که آخرش اشتباه میکنم».
اما باید بدانی هیچکس در یاد گرفتن «ضعیف» نیست؛ مسئله این است که آدمها در مسیر یادگیری به «مانع» برمیخورند. اما معنی مانع این نیست که باید متوقف شوی، بلکه باید تلاش کنی تا این موانع را به سبک خودت از سر راه برداری.
مغز تو برای یادگیری، چند چرخدنده دارد:
یکی برای فهمیدن، یکی برای تمرکز، یکی برای نگهداشتن اطلاعات و یادآوری آنها، و یکی برای گفتن و نوشتنِ آنچه یاد گرفتهای. اگر یکی از این چرخدندهها خوب کار نکند، بقیه هم کندتر کار میکنند و درسخواندن خستهکننده میشود.
تست «مشکل یادگیری تو در چیست؟» کمک میکند بفهمی دقیقاً کدام بخش از یادگیریات ضعیف عمل میکند. آیا مشکل در فهمیدن است؟ در تمرکز؟ در حافظه؟ در بیان؟ یا در اعتماد بهنفسِ یادگیری؟
وقتی بفهمی کجای مسیر متوقف شدهای، میتوانی تغییر را از همانجا شروع کنی. یادگیری مسابقه نیست، یک مسیرِ شخصی برای رشد است. در این مسیر، گاهی فقط باید لحظهای بایستی و بهجای سرزنشِ خودت، به ذهنت گوش بدهی و بپرسی: «چرا خسته شدهای؟» پاسخ این سؤال میتواند قفلِ یادگیریات را باز کند.
حالا نوبتِ توست؛ سه قفل، سه کلید!
گاهی ما بیرون از خودمان به دنبال پاسخ مشکلاتمان میگردیم، در حالی که بخشی از پاسخ، درون ما پنهان شده است.
هر تست، مثل یک گفتوگوی کوچک با خودت است. وقتی این سه قفل را بشناسی، خودت میفهمی از کجا باید شروع کنی. شاید با تنظیم خواب، شاید با تمرین تمرکز، یا شاید فقط با گفتن یک جملهی ساده به خودت: «میخواهم بفهمم ذهنم چطور کار میکند».
هیچکس کامل به دنیا نمیآید، اما هرکسی میتواند خودش را بیشتر و بیشتر بشناسد. پس قبل از اینکه دوباره کتابی را باز کنی و به خاطر درسها غر بزنی یا خودت را سرزنش کنی، چند دقیقه برای کشف خودت وقت بگذار. چون وقتی ذهنت را بشناسی، خواهی دید که یادگیری، خواب و تمرکز به همتیمیهای تو تبدیل میشوند. همتیمیهایی حرفهای که کمکت میکنند تا به بهترین خودت تبدیل شوی.

