فاز مثبت بگیر!

فازت را مثبت کن!

یاسمن رضائیان، سردبیر/ احسان خان‌محمدی، مشاور حوزه‌ی نوجوان:

 

«زهرا هم عجب آدمیه‌ها. الکی فاز مثبت برداشته که چی بشه؟»

«اصلاً نمی‌دونم چرا از صبح تا حالا اعصاب ندارم. کلاً امروز فازم منفیه.»

مضمون این جمله‌ها برای همه‌ی ما آشناست. فاز مثبت و فاز منفی؛ همان عبارت‌هایی هستند که در طول روز ممکن است خودمان از آن‌ها استفاده کنیم یا آن‌ها را از زبان دیگران بشنویم.

در مقاله‌ی «خلق و خو یا همان مود چیست؟» درباره‌ی خلق‌وخو یا مود یا همان فاز صحبت کردیم و گفتیم خلق و خو همان حسی است که فقط خودمان از آن سر در می‌آوریم. همچنین درباره‌ی این موضوع صحبت کردیم که خلق و خو روی نگاه ما به زندگی و آدم‌های اطراف‌مان تأثیر می‌گذارد. بنابراین مهم است که بتوانیم خلق‌وخوی خودمان را بشناسیم و در هر موقعیت هم خلق و خوی متناسب با همان موقعیت را داشته باشیم.

اما پیدا کردن دلیل اینکه چرا فازمان مثبت یا منفی شده است، کار راحتی نیست. چون گاهی وقت‌ها علت تغییر فاز ما به عوامل بیرونی برنمی‌گردد و در واقع یک عامل کاملاً درونی، که شاید خودمان هم از آن بی‌خبر باشیم، فازمان را تغییر داده است.

با این حال، برخی از عوامل به ظاهر ساده هستند که می‌توانند روی خلق‌وخوی ما تأثیر بگذارند؛ عواملی که ممکن است اصلاً به آن‌ها توجه نکنیم. چیزهایی مانند:

  • خستگی و خواب‌آلودگی؛ اگر به اندازه‌ی کافی نخوابیده باشید ممکن است فازتان بد شود.
  • گرسنگی؛ اگر گرسنه باشید ممکن است فاز بد داشته باشید.
  • تشنگی؛ اگر تشنه باشید ممکن است فاز بد بگیرید.

بنابراین، گاهی اوقات، همین که به اندازه‌ی کافی استراحت کرده باشید و گرسنه و تشنه هم نباشید، فازتان خود به خود مثبت می‌شود!

 

مود چیست و با هیجانات و احساسات چه تفاوتی دارد؟

برای پاسخ به این سؤال، اول باید هرکدام از این مفاهیم را تعریف کنیم و نحوه‌ی تعامل آن‌ها با یک‌دیگر را هم بشناسیم.

 

هیجان چیست؟

هیجان واکنشی است که مغز و بدن ما نسبت به یک محرک بیرونی نشان می‌دهد و شدت و ضعف دارد. هیجان، آنی و زودگذر است و یک پاسخ سریع و غیر دقیق است. مثلاً وقتی ناگهان صدای بلندی می‌شنویم می‌ترسیم. ترس، در این موقعیت یک هیجان است و از فردی به فردی دیگر متفاوت است. یعنی یک‌ نفر ممکن است از این صدای بلند بیشتر بترسد و یکی کمتر. هیجانات اصلی خشم، غم، ترس، شرم، عشق و شادی هستند.

وقتی یک محرک بیرونی مغز و بدن ما را تحریک می‌کند مغز ماده‌ای شیمیایی تولید و آزاد می‌کند. به همین دلیل ممکن است قلب‌مان تندتر بزند، مردمک چشم‌مان باز شود، تندتند نفس بکشیم یا فشار خون‌مان بالا برود.

هیجان خودش را در چهره و بدن ما نشان می‌دهد. مثلاً وقتی از موضوعی شرمگین می‌شویم صورت‌مان سرخ می‌شود.

 

احساسات چیست؟

زمانی که ذهن‌مان هیجانات را پردازش و تفسیر می‌کند، احساسات به وجود می‌آیند. بعد ما مثلاً احساس سرما می‌کنیم، احساس ناامیدی می‌کنیم، احساس می‌کنیم باید انتقام بگیریم، مشکوک می‌شویم، خجالت می‌کشیم، مشتاق می‌شویم یا شگفت‌زده می‌شویم.
ما احساسات را به کمک کلمات «بیان» می‌کنیم، در حالی که هیجان را «نشان» می‌دهیم.

 

خلق و خو یا مود چیست؟

مجموعه‌ای از هیجانات و احساسات، خلق‌و‌خو یا مود ما را می‌سازند. خلق‌وخو یا مود پایدارتر از احساسات است.

مود نسبت به احساسات شدت کمتری دارد و لزوماً به یک محرک یا اتفاق بیرونی وابسته نیست. کشف دلیل اینکه چرا فلان مود را داریم، از کشف اینکه چرا فلان احساس یا فلان هیجان را داریم، سخت‌تر است.

قبلاً هم گفتیم خلق‌و‌خوی ما علاوه بر هیجان و احساسات، تحت تأثیر خواب، غذایی که خوردیم، ورزش، فصل و محیط و آدم‌های اطراف‌مان هم قرار می‌گیرد.

برای اینکه درباره‌ی این موضوع اطلاعات بیشتری به دست آورید، می‌توانید سراغ مقاله‌ی «خلق‌وخو یا همان مود چیست؟» بروید.

 

مود، احساسات و هیجانات همه باهم کار می‌کنند!

هیجانات، احساسات و خلق‌وخو همه باهم کار می‌کنند و بر درک ما از جهان و زندگی‌مان تأثیر می‌گذارند. برای مثال، زمانی که در فاز منفی قرار می‌گیریم تمایل داریم حس غم، خشم یا ترس را تجربه کنیم و زمانی که در فاز مثبت هستیم تمایل داریم حس شادی یا امید را تجربه کنیم. برای همین است که زمانی که فازمان خوب است سراغ موسیقی شاد می‌رویم و تصمیم می‌گیریم با دوست‌مان یک برنامه‌ی گردش بچینیم. اما زمانی که فازمان منفی است دلمان می‌خواهد یک گوشه بنشینیم و کسی کاری به ما نداشته باشد و بعد هم موسیقی غمگین گوش بدهیم.

 

آیا کسی که فاز بد دارد افسرده است؟

کسی که خلق و خوی بد دارد و فازش مثبت نیست، الزاماً افسرده نیست. اما خلق و خوی منفی با افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، استرس و اعتماد به نفس پایین مرتبط است.

نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه کنید این است که همه‌ی خلق‌وخوهای منفی، بد و مضر نیستند. مثلاً وقتی زلزله‌ای رخ می‌دهد و ما از تماشای ویرانی حس و حال بدی پیدا می‌کنیم، شروع می‌کنیم به اینکه به دیگران کمک کنیم. بنابراین در این وضعیت، فاز بد ما حالت سازنده‌ای به خودش گرفته است.

یادتان نرود اساساً به احساسات بد و منفی باید اجازه بدهید بروز کنند و خودشان را نشان بدهند. چون در این وضعیت است که می‌توانید آن‌ها را بپذیرید و در نهایت، می‌توانید از آن‌ها گذر کنید.

 

اینکه پرانرژی باشید همیشه هم خوب نیست!

مطالعات بسیاری تأثیر خلق‌وخوی مثبت بر ذهن و عملکرد ما را بررسی کرده‌اند. این گمان وجود دارد که فاز مثبت هم می‌تواند خوب و هم می‌تواند بد باشد! بله، شاید برایتان عجیب باشد ولی اینکه فازمان همیشه هم مثبت باشد خوب نیست. چرا؟ به این مثال فکر کنید:

تصور کنید وارد کتاب‌خانه شده‌اید و می‌خواهید درس بخوانید. اما یک نفر را می‌بینید که خیلی پر انرژی و سرخوش است و مدام دارد از این سوی سالن مطالعه به آن سو می‌رود و یک لحظه هم آرام و قرار ندارد. می‌بینید؟ سرخوشی این فرد باعث می‌شود نتوانید تمرکز کنید و درس بخوانید (البته در چنین وضعیتی خود این فرد هم نمی‌تواند درس بخواند. چون آنقدر انرژی دارد که نمی‌تواند سرجایش بنشیند و تمرکز کند).

البته منظورمان این نیست وقتی می‌خواهید مطالعه کنید باید فاز منفی و غمگین بگیرید. در این موقعیت شما باید فاز «حواس‌جمعی» بگیرید تا بتوانید تمرکز کنید. بنابراین فاز «پرانرژی بودن» در اینجا می‌تواند تأثیر بدی روی هدف‌تان داشته باشد.

اما همین فاز، هنگامی که در سالن ورزشی وجود داشته باشد، به شما کمک می‌کند تا در مسابقه پیروز شوید. پس فاز «پرانرژی بودن» اینجا تأثیر مثبت دارد و به شما کمک می‌کند تا به هدف‌تان برسید.

بنابراین، نکته‌ی مهمی که فهمیدیم این است: یک فاز، به خودی خود، تأثیر خوب یا بد ندارد. اینکه کجا از آن استفاده شود مشخص می‌کند تأثیر آن مثبت است یا منفی.

 

چگونه بفهمیم علت فاز بدمان چیست و چگونه از آن خارج شویم؟

وقتی بدخلق هستید یا فاز بدی دارید معمولاً مغزتان به دنبال مقصر می‌گردد. حالا در ذهن شما این مقصر ممکن است پدر، مادر، دوست یا شاید برادر یا خواهرتان باشد. اما گاهی اوقات حقیقتاً هیچ‌کس مقصر نیست و از طرفی، هیچ اتفاقی را هم پیدا نمی‌کنید که بتوانید بگویید دلیل حال بدتان شده است. اما شما که حال‌تان بد است! پس علت چیست؟

شاید باورش برایتان سخت باشد اما گاهی اوقات دلیل این حال بد می‌تواند یک چیز خیلی ساده باشد. مثلاً شاید فقط خسته‌اید چون به اندازه‌ی کافی استراحت نکرده‌اید و خواب کافی نداشته‌اید یا شاید گرسنه و تشنه هستید. گاهی اوقات، اگر در فصل زمستان آفتاب کمی به شما برسد هم ممکن است این فاز بد بهتان دست بدهد.

اما ما معمولاً وقتی بدخلق هستیم درباره‌ی علت‌های بدخلقی‌مان فکر نمی‌کنیم و دلیل ناکامی یا ناراحتی‌مان را در دیگران جست‌وجو می‌کنیم، در حالی که ممکن است تنها چیزی که باعث شود حالمان در آن لحظه خوب شود این باشد که کمی استراحت کنیم، یک لیوان چای بنوشیم یا مقداری غذا بخوریم یا موسیقی گوش بدهیم. همین چیزهای به ظاهر ساده به‌راحتی می‌توانند حس و حال ما را تغییر بدهند.

یک حقیقت ساده و حرف حساب: بزرگ‌ترها وقتی بدخلق می‌شوند و در یک وضعیت بد قرار می‌گیرند، دوست دارند فکر کنند دلیل ناراحتی‌شان مشکلات بزرگ و مهم است. مشکلاتی مثل سیاست و اقتصاد. یا اینکه فکر می‌کنند رفتار رئیس‌شان در اداره احمقانه بوده است. اما اشتباه می‌کنند. آن‌ها فقط خسته هستند!

 

راه‌هایی برای خروج از فاز بد و رفتن به سوی فاز مثبت

برای خارج‌شدن از فاز بد می‌توانید از این سه روش کمک بگیرید:

 

حواس‌تان را پرت کنید

برای چند دقیقه، کار دیگری انجام بدهید. مثلاً یک جدول سودوکو حل کنید. وقتی ذهن چند دقیقه حواسش به موضوعی دیگر پرت می‌شود، فضایی ایجاد می‌شود تا خودش را مجدد راه‌اندازی کند.

دقت کنید کاری که انجام می‌دهید باید در زمان کوتاهی جمع بشود. اگر قرار باشد این کار چند ساعت یا چند روز طول بکشد دیگر مفید نیست و به ساختار ذهن شما آسیب می‌زند. مثلاً اگر امتحان دارید و به خاطر آن در فاز نگرانی و پریشانی قرار گرفته‌اید، اگر چند ساعت و حتی چند روز هم بازی کنید ذهن‌تان نمی‌تواند خودش را مجدد راه‌ادازی کند. در این حالت شما فقط از آن حس نگرانی فرار کرده‌اید و مشکلی را حل نکرده‌اید. درست مثل گوشی یا کامپیوتری که مدام ری‌استارت می‌شود اما هیچ‌وقت بالا نمی‌آید تا خودش را آپدیت کند و فرصت داشته باشد مشکل را شناسایی و حل کند.

 

وضعیت بدن‌تان را تغییر بدهید

اگر نشسته‌اید، بلند شوید و دور اتاق قدم بزنید. حرکت‌دادن بدن و جست‌وخیزکردن باعث می‌شود خلق‌وخوی‌تان تغییر کند.

 

آرام بنشینید و فقط نفس بکشید تا فاز مثبت بگیرید

در این وضعیت باید روی نفس‌کشیدن‌تان تمرکز کنید. برای اینکه بتوانید این کار را انجام بدهید می‌توانید جمله‌هایی شبیه به این‌ها به خودتان بگویید: «الآن فقط نفس‌کشیدن مهم است.»، «چیزهای دیگر را رها کن و فقط به نفس‌کشیدن فکر کن.»، «فکر کردن به هرچیزی جز نفس‌کشیدن ممنوع!» وقتی این کار را بکنید می‌بینید که کم‌کم احساس آرامش خواهید کرد.

 

چطور در فاز مناسب هر موقعیت قرار بگیریم؟

بعد از اینکه فاز مناسب موقعیتی را که در آن قرار گرفتیم تشخیص دادیم، آن وقت برای اینکه بتوانیم وارد فاز مناسب شویم باید به شش موضوع توجه کنیم:

 

۱. برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی؛ کاری را فدای کار دیگر نکنید

با خودتان صادق باشید و خودتان را گول نزنید! واقعیت این است که ما کارهای زیادی را می‌توانیم هم‌زمان انجام دهیم، اگر که برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی داشته باشیم. بنابراین اگر آخر هفته به یک مهمانی دعوت شده‌اید اما شنبه هم یک امتحان مهم دارید، لازم نیست هیچ‌کدام از این‌ها را فدای دیگری کنید. چون در آن حالت، یا ناچارید با استرس در مهمانی شرکت کنید و نگران امتحان شنبه باشید، یا ناچارید در خانه بمانید و با فاز ناراحتی درس بخوانید، چون نتوانسته‌اید در مهمانی شرکت کنید.

بنابراین، ابتدا با یک ذهن حواس‌جمع درس‌تان را بخوانید بعد هم با خیال راحت در مهمانی شرکت کنید. وقتی با یک ذهن حواس‌جمع سراغ مطالعه‌کردن می‌روید می‌توانید کار را در یک ساعت تمام کنید، در حالی که اگر تصمیم گرفته باشید در مهمانی شرکت نکنید و با ناراحتی سراغ مطالعه‌کردن بروید، ۳ یا ۴ برابر زمان بیشتری نیاز دارید تا کارتان را تمام کنید.

 

۲. انتخاب مکان مناسب؛ تخت‌خواب جای درس‌خواندن نیست

محیطی که در آن قرار می‌گیرید بر خلق‌وخوی شما تأثیر می‌گذارد. مثلاً اگر نیاز دارید مطالعه کنید یک اتاق ساکت پیدا کنید و پشت یک میز بنشینید. اینکه جلوی تلویزیون یا روی تخت‌خواب دراز بکشید فاز شما را به سمت مطالعه نمی‌برد. لطفاً نگویید «من وقتی دراز می‌کشم فاز بهتری دارم.» یا «این‌طوری راحت‌ترم و بهتر درس می‌خوانم.» شما باید ذهن‌تان را عادت بدهید که مکان‌مند شود. یعنی هر کاری را در فضای مناسب آن انجام دهد. مثلاً تخت‌خواب محل استراحت است. بنابراین اگر روی آن بازی کنید یا چیزی بخورید، زمانی که می‌خواهید استراحت کنید، ذهن‌تان خواب عمیق و باکیفیتی نخواهد داشت. چون عادت کرده است در آن مکان احساسات دیگری را تجربه و دریافت کند.

 

۳. آدم‌های اطراف‌مان؛ به تو که فکر می‌کنم حالم خوب می‌شود!

همان‌طور که محیط بر ذهن ما اثر می‌گذارد، آدم‌هایی هم که انتخاب می‌کنیم کنارشان باشیم و با آن‌ها ارتباط داشته باشیم روی خلق‌وخو و فازمان اثر می‌گذارند. پس مهم است با چه کسانی می‌گردیم و هنگامی که حس و حال خوبی نداریم به سراغ چه کسی می‌رویم تا با او صحبت کنیم. شاید این اتفاق برای شما هم افتاده باشد: وقتی که حال‌تان بد است، همین که به یک فرد خاص فکر می‌کنید حس حمایت و آرامش و اعتماد به نفس می‌گیرید. می‌بینید؟ این نشان می‌دهد آدم‌های دور و اطراف‌مان چقدر روی ذهن ما تأثیر می‌گذارند.

 

۴. موسیقی مناسب؛ پلی‌لیست‌های گوناگون داشته باشید

موسیقی یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که می‌تواند فاز آدم را عوض کند. سراغ بخش موسیقی‌های موبایل یا کامپیوترتان بروید و متناسب با سلیقه و علاقه‌ی خودتان، برای مودهای مختلف‌تان، آهنگ‌هایی را ذخیره کنید تا در زمان مناسب بتوانید از هرکدام از آن‌ها استفاده کنید. البته اکثر اپلیکیشن‌ها موسیقی‌ها را بر اساس تم یا مود دسته‌بندی می‌کنند (تم‌هایی مثل انرژی مثبت، ورزش یا ماشین)، ولی نیاز است هرکس این دسته‌بندی را بر اساس علاقه‌ی خود شخصی‌سازی کند.

 

۵. وضعیت بدن؛ بدن‌تان را کوک کنید تا فاز مثبت بگیرید

شما می‌توانید بدن‌تان را مثل ساعت کوک و تنظیم کنید تا برای حس و حال جدیدی که به آن نیاز دارید آماده شود. مثلاً اگر به انرژی و فاز مثبت نیاز دارید، کمی جست‌وخیز کنید و بالا و پایین بپرید، یا اگر به آرامش و تمرکز نیاز دارید یوگا یا تای‌چی تمرین کنید. اگر هم روز پرمشغله و خسته‌کننده‌ای داشتید و می‌خواهید برای یک خواب عمیق و راحت آماده شوید، چند نفس عمیق بکشید یا چند حرکت کششی انجام بدهید.

 

۶. تلقین‌کردن؛ می‌دانم این کار سخت است اما تو می‌توانی!

با خودتان حرف بزنید و خودتان را تشویق کنید. شما با تلقین‌کردن می‌توانید افکار سازنده‌ای را در ذهن‌تان شکل بدهید و احساسات خوبی داشته باشید. البته منظورمان این نیست خودتان را گول بزنید و الکی حرف‌های قشنگ به خودتان بزنید. مثلاً وقتی درس‌خواندن برایتان سخت است به خودتان بگویید: «می‌دانم این کار سخت و حوصله‌سربر است اما تو می‌توانی یک ساعت تمرکز کنی و با کیفیت کار را تمام کنی. من به تو ایمان دارم.»

با گفتن چنین جمله‌هایی به خودتان، هم حقیقت را گفته‌اید هم احساسات‌تان را پذیرفته‌اید و هم افکاری امیدوارکننده و نتیجه‌بخش را به خودتان منتقل کرده‌اید. ورزشکاران هم از این شیوه زیاد استفاده می‌کنند تا در مسابقه‌هایشان پیروز شوند.

 

در پایان، فراموش نکنید که از همه‌ی این روش‌ها برای تغییر خلق‌وخو استفاده می‌شود. اما اگر احساس غم یا هیجان شدیدی را تجربه می‌کنید باید کارهای دیگری انجام بدهید. درباره‌ی این روش‌ها هم در مقاله‌های دیگر صحبت کرده‌ایم.

error: Content is protected !!
اگر نیاز دارید راهنمایی بیشتری دریافت کنید، این فرم را پر کنید. همکاران ما با شما تماس می‌گیرند تا زمان ملاقات با مشاور را هماهنگ کنند.